تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
و امّا مستقبل آنكه عزم كند كه تا به آخر عمر بر اين صبر كند ، و با خداى - تعالى - به ظاهر و باطن عهدى محكم بكند كه هرگز با [ 1 ] سر آن معصيت نشود ، و در فرائض تقصير نكند ، چون بيمارى كه بداند كه ميوه وى را زيان مىدارد عزم كند كه نخورد ، و در حال عزم سستى و تردّد نبود ، اگر چه ممكن است كه شهوت غلبه كند . و ممكن نشود كه توبه به سر تواند برد الا به عزلت و خاموشى و لقمهء حلال كه به دست آورده باشد ، يا بر كسب آن قادر بود ، و تا آن شبهتها دست بندارد توبه تمام نبود ، و تا شهوات را شكسته نكند آن شبهتها دست بنتواند داشت . و چنين گفته‌اند كه هر كه شهوتى بر وى مستولى باشد ، هفت بار از آن آرزو به جهد دست بدارد ، بر وى آسان شود . و امّا ارادت به ماضى بدان تعلّق دارد كه گذشته را تدارك كند [ 2 ] بدانكه نظر بكند تا چيست بر وى از حقوق خداى - تعالى - و از حقوق بندگان كه در آن تقصير كرده است . امّا حقوق خداى - تعالى - دو قسم است : اداى فرائض و ترك معاصى . امّا اداى فرائض بايد كه باز انديشه از آن روزگار كه بالغ شده است ، يك يك روز با ياد مىآرد : اگر نمازى فوت كرده است ، يا جامه پاك نداشته است ، يا نيّت او در نماز يا در روزه يا در عبادتى كه به نيّت تعلّق دارد درست نبوده است ، كه ندانسته است ، يا در اصل اعتقاد وى خللى و شكّى بوده است ، همه قضا كند ، و زكات از آن روز باز كه مال داشته است و نه به مستحق رسانيده است ، يا اوانى [ 3 ] زرين و سيمين داشته است و زكات آن بنداده است ، همه را حساب معلوم بكند و بدهد ، يا در روزهء رمضان تقصيرى كرده است ، يا نيّت فراموش كرده است ، يا نيّت نه به شرط كرده است
هامش
[ 1 ] با ، به . [ 2 ] تدارك كردن ، تلافى كردن . [ 3 ] اوانى ، ظرفها ، آوندها .