تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
جاه و مال فخر كند ، همه شاگردان وى به وى اقتدا كنند ، و ايشان نيز چون استاد شوند ، شاگردان ديگر بديشان اقتدا كنند ، و از هر يكى ناحيتى تباه شود ، كه اهل هر شهرى به يكى از ايشان نگرند ، ناچار و بال همه در گردن مقتدا باشد . و براى اين گفته‌اند : « خنك آنكه بميرد و گناهان وى نيز بميرد . » و كسى كه چنين كند گناه وى باشد كه هزار سال پس مرگ وى بماند . و يكى از علماى بنى اسرائيل توبه كرد ، وحى آمد به رسول روزگار كه وى را بگوى : « اگر گناه ميان من و تو بودى آن را بيامرزيدمى ، اكنون گير كه تو خود توبه كردى ، آن قوم را كه از راه ببردى و چنان بماندند چه كنى ؟ » و براى اين است كه علما در خطرند كه گناه ايشان يكى هزار بود و طاعت ايشان يكى هزار بود ، كه ثواب آن كسانى كه با [ 1 ] ايشان اقتدا كنند حاصل آيد . و بدين سبب واجب‌تر است بر علما كه معصيت نكنند ، و چون كنند پنهان دارند ، بلكه اگر مباحى باشد كه خلق بدان دلير شوند بر غفلت ، از آن حذر كنند . زهرى مىگويد : « ما پيش از اين مىخنديديم و بازى مىكرديم ، اكنون چون مقتدا گشتيم ما را تبسّم نيز مسلّم نيست . [ 2 ] » و جنايتى بزرگ بود كه كسى گناه عالم حكايت كند كه بدان سبب خلق بسيار از راه بيفتند و دلير شوند . پس زلّت [ 3 ] همه خلق فرا پوشيدن واجب است ، و زلّت علما فرا پوشيدن واجب‌تر .

پيدا كردن شرط توبه و علامت آن

بدان كه اصل توبه پشيمانى است و نتيجهء آن پشيمانى ارادتى است كه پديدار آيد . امّا اين پشيمانى را علامت آن است كه بر دوام در اندوه و حسرت بود ، و كار وى گريستن و زارى و تضرّع بود . چه كسى كه خويشتن در شرف هلاك بديد از حسرت و اندوه چگونه خالى بود ؟ و اگر وى را فرزندى بيمار باشد ، و طبيبى ترسا يا گبر گويد : بيمار پرخطر است و از وى بيم
هامش
[ 1 ] با ، به . [ 2 ] يعنى لبخند نيز جائز نباشد . [ 3 ] زلّت ، لغزش ، خطا .