است ، چون اصرار نكند . و در خبر است كه نماز فريضه كفّارت همه گناهان است مگر كبائر . و جمعه كفّارت است ، تا به جمعه [ 1 ] همه گناهان را كفّارت كند مگر كبائر را . و خداى - تعالى - گفت :
انْ تَجْتَنِبوا كَبائِرَ ما تُنْهَونَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُم
[ 2 ] . اگر كبائر دست بدارند صغاير عفو كنيم . پس فريضه است بدانستن كه كبائر كدام است . و صحابه را در اين خلاف است . و بعضى هفت گفتهاند و بعضى بيشتر و بعضى كمتر . و ابن عبّاس بشنيد كه ابن عمر گفت : « كبائر هفت است . » گفت : « به هفتاد نزديكتر است از آنكه به هفت . » و بو طالب مكى كه قوت القلوب كرده است [ 3 ] مىگويد : از جملهء اخبار و اقوال صحابه جمع كردم ، هفده كبيره است :
چهار در دل : اوّل كفر ، دوم اصرار كردن بر معصيت اگر چه صغيره بود ، چنان كه كسى كارى بد مىكند و در دل ندارد كه هرگز توبه كند ، و ديگر نوميدى از رحمت خداى - تعالى - كه آن را قنوط گويند ، ديگر ايمنى از مكر خداى - تعالى - چنان كه ساكن دل باشد كه من خود آمرزيدهام .
چهار در زبان : يكى گواهى زور [ 4 ] باشد ، چنان كه حقّى بدان باطل شود ، دوم قذف [ 5 ] محصنات [ 6 ] ، چنان كه بدان حد لازم آيد ، سوم سوگند به دروغ ، كه بدان مالى ناحق از كسى ببرد ، چهارم جادوى ، كه آن نيز كلماتى باشد كه بر زبان برود .
و سه در شكم : يكى خمر خوردن و هر چه مستى آرد ، ديگر مال يتيم به خوردن ، و ديگر ربا خوردن و دادن .
و دو در فرج : زنا و لواطه .
و دو در دست : كشتن و دزدى كردن ، بر وجهى كه حد واجب آيد .
هامش
[ 1 ] به وسيلهء نماز جمعه .
[ 2 ] ( قرآن 4 - 31 ) ، اگر پرهيزيد از بزرگهاى آن گناهان كه شما را از آن باز مىزنند ناپيدا كنيم و بستريم از شما گناهان شما .
[ 3 ] كرده است ، تأليف كرده است .
[ 4 ] زور ، دروغ .
[ 5 ] قذف ، به بدى نسبت كردن .
[ 6 ] محصّنات ، زنان شوهر دار .