از دل دور مىكند . و هميشه آثار انوار طاعت و ظلمت معاصى بر آيينهء دل پياپى مىباشد . چون ظلمت بسيار شد و توبه كرد ، انوار طاعات آن ظلمت را هزيمت كند ، و دل با صفا و پاكى خويش شود ، مگر كه چندان اصرار كرده باشد بر گناه كه زنگار به جوهر دل رسيده باشد ، و در وى خوض كرده [ 1 ] ، كه نيز علاج نپذيرد ، چون آيينهاى كه زنگار در باطن وى شده باشد . چنين دل خود توبه نتواند كرد ، مگر كه به زبان گويد كه توبه كردم .
و همچنانكه جامهء شوخگن كه به صابون بشويى پاك شود ، دل از ظلمت معاصى به انوار طاعت پاك شود . و براى اين گفت رسول ( ص ) كه « از پس هر زشتى نيكويى بكن تا آن را محو كند . » و گفت : « اگر چندان گناه كنى كه به آسمان رسد ، آنگاه توبه كنى ، بپذيرد . » و گفت : « بنده باشد كه به سبب گناه در بهشت شود . » گفتند : « چگونه ؟ » گفت : « گناهى بكند و از آن پشيمان شود ، و آن در پيش چشم وى مىباشد تا به بهشت رسد . » و گفتهاند كه باشد كه ابليس گويد كاش كه من وى را در اين گناه نيفكندمى . و رسول ( ص ) گفت : « حسنات سيّئات را چنان محو كند كه صابون شوخ از جامه . » و گفت : « چون ابليس ملعون شد گفت كه به عزّت تو كه از دل آدمى بيرون نيايم تا جان در تن وى بود ، خداى - تعالى - گفت : به عزّت من كه در توبه بر وى در نبندم تا جان در تن وى بود ، » و حبشيى پيش رسول ( ص ) آمد و گفت : « بر من فواحش بسيار رفته است ، مرا توبه پذيرند ؟ » گفت : « پذيرند . » چون برفت بازگشت و گفت :
« در آن وقت كه من گناه مىكردم مرا ديد ؟ » گفت : « ديد . » حبشى يك نعره بزد و بيفتاد و جان بداد .
و فضيل مىگويد : « خداى - عزّ و جلّ - گفته است يكى از پيغامبران را كه بشارت ده بندگان مرا از گنهكاران كه اگر توبه كنيد ، بپذيرم ، و بترسان
هامش
[ 1 ] خوض كرده ، فرورفته ، نفوذ كرده .