تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
صدّيقان را كه اگر به عدل با ايشان كار كنم ، همه را عقوبت كنم ، » و طلق بن حبيب گويد كه « حقوق خداى - تعالى - عظيم‌تر از آن است كه بدان قيام توان كرد . جهد كنيد تا بامداد بر توبه خيزيد و شبانگاه بر توبه خسبيد . » و حبيب بن ثابت گويد كه « گناهان بر بنده عرضه كنند ، فرا گناهى رسد ، گويد : آه كه هميشه از تو مىترسيدم ، آنگاه در كار وى كنند [ 1 ] ، از آنكه بدان ترسيده باشد . » و در بنى اسرائيل يكى گناه بسيار داشت ، خواست كه توبه كند و ندانست كه بپذيرند يا نه . وى را نشان دادند به كسى كه عابدترين روزگار بود . از وى بپرسيد كه « گناه بسيار دارم و نود و نه كس كشته‌ام ، مرا توبه بود ؟ » گفت : « نه . » آن عابد را نيز بكشت تا صد تمام شد . پس وى را به عالم‌ترين روزگار نشان دادند ، برفت و از وى بپرسيد ، گفت : « مرا توبه بود ؟ » گفت : « بود ، ليكن بايد كه از زمين خويشتن بر وى كه اين جاى فساد است و به فلان جاى روى كه آنجا اهل صلاح‌اند . » وى برفت و در ميان راه فرمان يافت . فريشتگان عذاب و فريشتگان رحمت در وى خلاف كردند و هر كسى از ايشان گفتند كه وى در ولايت من است . خداى - تعالى - بفرمود تا آن زمين را بپيمودند [ 2 ] ، وى را به زمين اهل صلاح نزديكتر يافتند به يك بدست [ 3 ] . پس فريشتگان رحمت جان وى ببردند . و بدين سبب معلوم شد كه شرط نيست كه كفّهء سيّئات خالى بود از گناه ، ليكن بايد كه كفّهء حسنات زيادت بود ، اگر هم به مقدار اندك بود ، و بدان نجات حاصل آيد .

پيدا كردن گناه صغير و كبير

بدان كه توبه از گناه بود . و گناه هر چه صغيره بود كار وى سهل‌تر
هامش
[ 1 ] در كار كسى كردن ، در حق كسى چيزى صرف ساختن . [ 2 ] پيمودن ، اندازه گرفتن . [ 3 ] بدست ، وجب .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 327 | الغزالي