تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
شربت نوميدى از او بچشيد ، اصل ايمان وى در اضطراب آيد ، اگر - و العياذ باللّه [ 1 ] - در ازل ، ختم وى به شقاوت كرده باشند ، از دنيا بيرون رود بر شك و اضطراب و بدبخت گردد ، و اگر به سعادت كرده باشند ، اصل ايمان به سلامت ببرد . و از اين گفت حق - تعالى :
وَ لَيْسَتِ التَّوْبَة لِلّذينَ يَعْمَلونَ السَّيِئاتِ حَتَّى اذا حَضَرَ احَدَهُمُ الْمَوتُ قالَ انّى تُبْتُ الْانَ
[ 2 ] . و چنين گفته‌اند كه خداى - تعالى - را با هر بنده دو سرّ است : يكى آن وقت از شكم مادر بيرون آيد ، خداى - تعالى - گويد : تو را بيافريدم پاك و آراسته و عمر تو به امانت به تو سپردم ، گوش دار تا اين امانت چگونه با من سپارى به وقت مرگ ، و ديگر سرّ خداى - تعالى - به وقت مرگ بود ، گويد : بندهء من ، در آن امانت چه كردى : اگر امانت به واجبى نگاه داشتى پاداشت آن بيابى ، و اگر ضايع كردى دوزخ در انتظار تو است ، ساخته باش [ 3 ] .

پيدا كردن قبول توبه

بدان كه توبه چون به شرط خويش باشد ، آن به ضرورت مقبول بود . چون توبه كردى ، در قبول به شك مباش ، به شك در آن باش تا توبه به شرط است يا نه . و هر كه حقيقت دل آدمى بشناخت تا چيست ، و علاقهء وى با تن به چه وجه است ، و مناسبت وى با حضرت الهيت چگونه است ، و حجاب وى از آن به چيست ، در شك نباشد كه گناه سبب حجاب است و توبه سبب قبول . چه دل آدمى در اصل خويش گوهرى است پاك از جنس گوهر فريشتگان و چون آيينه‌اى كه حضرت الهيت در وى بنمايد ، چون از اين عالم بيرون شود زنگار ناگرفته . و به هر معصيتى كه مىكند ظلمتى بر روى آيينهء دل مىنشيند ، و به هر طاعتى نورى به دل مىپيوندد ، و آن ظلمت معصيت را
هامش
[ 1 ] پناه بر خدا . [ 2 ] ( قرآن ، 4 - 18 ) ، و توبه‌پذير نيست ايشان را كه شرك آرند و بديها كنند تا آنگه كه حاضر آيد به يكى از ايشان مرگى آنگه گويد من باز گشتم اكنون . [ 3 ] ساخته باش ، مهيا باش .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 325 | الغزالي