تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
متفاوت ، هر يكى از آن درجات نقصانى است به اضافت [ 1 ] با آنكه فوق وى است ، و قناعت كردن به درجهء نقصان - با آنكه تمام‌تر از آن ممكن است - غبن و خسران است و توبه از آن واجب است . و آنكه رسول گفت ( ص ) من در روزى هفتاد بار توبه كنم و استغفار كنم اين بوده باشد كه كار وى بر دوام در ترقّى و زيادت بود و به هر قدمگاهى كه رسيدى كمالى ديدى كه آن قدم پيشين در وى مختصر بودى ، از آن قدم گذشته استغفار كردى و توبه كردى . چه اگر كسى كارى كند كه از آن كار درمى به دست تواند آورد ، چون به دست آورد شاد شود ، و اگر بداند كه دينارى به دست توانست آورد و [ 2 ] وى به درمى قناعت مىكرد ، اندوهگين شود و از تقصير خويش تشوير خورد ، تا آنگاه كه دينارى به دست آورد شاد شود و پندارد كه وراى اين خود نيست ، چون بدانست كه گوهرى به دست توانست آورد كه هزار دينار ارزد ، هم تشوير خورد و از تقصير خويش پشيمان شود و توبه كند . و براى اين گفته‌اند : حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين . كمال پارسايان در حق بزرگان نقصان باشد ، كه از آن استغفار كنند . سؤال اگر كسى گويد : چون از كفر و معصيت توبه كرد ، از غفلت و تقصير دريافتن درجات بزرگ توبه كردن از فضائل است نه از فرائض ، چرا گفتى كه اين توبه نيز واجب است ؟ جواب آن است كه واجب دو قسم است : يكى آنكه در فتواى ظاهر گوييم بر حدّ درجهء عوام خلق ، آن مقدار كه اگر بدان مشغول شوند عالم ويران نشود و به معيشت دنيا پردازند ، و اين آن بود كه ايشان را از عذاب دوزخ برهاند .
هامش
[ 1 ] به اضافت ، به نسبت . [ 2 ] ( واو حاليه ) ، و حال آنكه .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 322 | الغزالي