دارد كه حرمت توانگران بيش دارد از حرمت درويشان [ 1 ] و ايشان را مراعات بيش كند ، و اين همه غرور باشد .
و گروهى ديگر همه اعمال ظاهر به جاى آورند ، تا روزى به مثل هزار ركعت نماز كنند و چندين هزار تسبيح كنند ، و شب همه بيدار باشند و روز همه به روزه باشند ، و ليكن مراعات دل نكنند تا از اخلاق بد پاك شود ، و باطن ايشان پركبر و حسد و ريا و عجب باشد .
و غالب [ 2 ] آن بود كه چنين مردمان بدخوى باشند و ترشروى و با خلق خداى - تعالى - به خشم سخن گويند و گويى با هر يكى خشمى و جنگى دارند . و اين قدر ندانند كه خوى بد همه عبادات حبطه [ 3 ] كند و سر همه عبادتها خلق نيكوست و اين مدبر گويى كه منّتى از عبادات خود بر خلق دارد و به چشم حقارت نگرد به همگنان ، و خويشتن از خلق فراهم مىگيرد [ 4 ] تا كسى خويشتن به وى باز نزند ، و اين قدر نداند كه سر همه عابدان و زاهدان مصطفى بود ( ص ) ، و از همه كس گشاده رويتر بود و خوشخوىتر ، و او [ 5 ] هر كه شوخگن جامهتر بودى ، كه همه جامهء خود از وى فراهم گرفتندى ، وى را به خويشتن نزديك بنشاندى و دست فرا وى دادى ، و كدام احمق بود احمقتر از آنكه بر زبر استاد دكان گيرد ؟ [ 6 ] اين سليم دلان چون شرع مصطفى ببرزند [ 7 ] و [ 8 ] و سيرت وى را خلاف كنند ، چه ابلهى [ 9 ] بود بيش از اين ؟
طبقهء سوم صوفياناند
و اندر ميان هيچ قوم چندان غرور نباشد كه اندر
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احيا » : بسى باشد كه خالى نباشد از تعظيم توانگران و تقديم ايشان بر درويشان . ( ربع مهلكات ، ص 1117 ) .
[ 2 ] غالب ، بيشتر .
[ 3 ] حبطه ، باطل .
[ 4 ] خويشتن فراهم گرفتن ، برى جستن ، خود را بر كنار گرفتن .
[ 5 ] مصطفى ( ص ) .
[ 6 ] خود را برتر و بالاتر از حضرت محمد ( ص ) بداند .
[ 7 ] برزيدن . ورزيدن .
[ 8 ] واو حاليه ( و حال آنكه ) .
[ 9 ] ابلهى ( « ى » مصدرى ) ، حماقت .