[ اصناف اهل پندار ]
طبقهء اول از اهل پندار ، اهل علماند
كه گروهى از ايشان روزگار خود همه اندر علم كنند تا علوم حاصل كنند ، و اندر معاملت تقصير كنند و دست و زبان و چشم و فرج از معاصى نگاه ندارند ، و پندارند كه ايشان خود اندر علم به درجهاى رسيدهاند كه مثل ايشان را عذاب نبود و به معامله مأخوذ نباشند ، بلكه به شفاعت ايشان خلقى نجات يابند ، و مثل ايشان چون بيمارى است كه علم علّت خويش برخواند و هر شب و همه شب تكرار همىكند و نسختى نيكو بنويسد و شروط داروى علّت نيك بداند و هرگز شربتى بنخورد و بر تلخى دارو صبر نكند ، تكرار كردن صفت دارو وى را كجا سود دارد ؟ و حق - تعالى - مىگويد :
قَدْ افْلَحَ مَنْ تَزَكّى
[ 1 ] و مىگويد
وَ نَهىَ النَّفْسَ عَنِ الْهَوى ، فَانَّ الْجَنَّةَ هِىَ الْمَأْوَى
« 1 » ، مىگويد فلاح [ 2 ] كسى را بود كه پاك گردد ، نه آنكه علم پاكى بياموزد . و به بهشت كسى شود كه هواى خويش را خلاف كند ، نمىگويد آنكه بداند كه هوا را خلاف مىبايد كرد . و اين سليم دل اگر پندار وى از آن اخبار خاسته است كه اندر فضل علم آمده است ، چرا آن اخبار كه اندر حقّ علماى بد آمده است بر نخواند ؟ كه اندر قرآن وى را به خر ماننده كرده است كه كتاب بر پشت دارد و به سگ ماننده كرده است و همىگويد - عالم بد را اندر دوزخ اندازند چنان كه پشت و گردن وى بشكند و آتش وى را بگرداند ، چنان كه خر آسيا گرداند ، همه اهل دوزخ بر وى گرد آيند كه « تو كيستى و اين چه نكال [ 3 ] است كه بر تو است ؟ » گويد : « من آنم كه فرمودم و نكردم . » و رسول ( ص ) گفت : « عذاب هيچ كس اندر قيامت عظيمتر از عذاب عالمى نيست كه وى به علم خويش كار نكند . »
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 87 - 14 ) ، پيروز آمد او كه چيزى داد از بهر اللّه از مال خويش .
[ 2 ] فلاح ، رستگارى .
[ 3 ] نكال ، عقوبت .
( 1 ) ( قرآن ، 79 - 40 ، 41 ) ص 288 - ح 2 .