تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
گشت . و آخرت جاويد است و با رنج جاويد بازى نتوان كرد . اگر دروغ است ، همان انگار كه اندر دنيا اين روزى چند نبودى ، چنان كه اندر ازل نبودى و اندر ابد نباشى . و اگر راست است ، از عذاب جاويد برستى . و بدين بود كه على ( رض ) ملحدى را گفت : « اگر چنين است كه تو همىگويى ، ما همه رستيم ، و اگر نه ، ما رستيم و تو افتادى . » مثال سوم آنكه گروهى به آخرت ايمان دارند و ليكن گويند آن نسيه است و دنيا نقد ، و نقد از نسيه بهتر . و اين مقدار ندانند كه نقد از نسيه آن وقت بهتر بود كه همچند آن بود ، و امّا اگر نسيه هزار بود و نقد يكى ، هزار نسيه بهتر ، چنان كه همه معاملتهاى خلق بنابراين است . و اين نيز از جملهء ضلال باشد كه كسى اين مقدار نشناسد . مثال چهارم آنكه به آخرت ايمان دارد و ليكن چون اندر اين جهان كار بر مراد وى باشد و نعمت دنيا خود را ساخته [ 1 ] بيند ، گويد : چنان كه اينجا در نعمتم ، آنجا نيز در نعمت باشم ، كه [ 2 ] خداى - تعالى - اين نعمت مرا از آن [ 3 ] داد كه مرا دوست همىدارد ، فردا نيز همچنين كند ، چنان كه آن هر دو برادر كه قصهء ايشان اندر سورهء الكهف ياد كرده است ، كه آن يكى گفت :
وَ لَئِنْ رُدِدْتُ الى رَبّى لَاجِدَنَّ خَيْراً مِنها مُنْقَلَباً
[ 4 ] ، و آن ديگر گفت :
انَّ لي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى
[ 5 ] . و علاج اين ، آن است كه بداند كه كسى را فرزندى بود عزيز و غلامى ذليل ، فرزند را همه روز اندر بند دبيرستان و چوب معلّم دارد و غلام را فرا گذاشته [ 6 ] باشد تا چنان كه خواهد همىزيد ، كه به ادبار [ 7 ] وى باك نمىدارد . اگر اين غلام پندارد كه اين از دوستى وى همىكند و وى را از فرزند دوست‌تر همىدارد ،
هامش
[ 1 ] ساخته ، آماده . [ 2 ] زيرا كه . [ 3 ] از آن جهت . [ 4 ] ( قرآن ، 18 - 36 ) ، اگر مرا باز برند با خداوند خويش ، بيابم بهتر از آن بازگشتن جاى . [ 5 ] ( قرآن ، 41 - 50 ) ، مرا به نزديك اوست آنچه او نيكوتر . [ 6 ] فرا گذاشتن ، رها كردن . [ 7 ] ادبار ، بدبختى .