تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
همىدارد به فضل حق ، كه صواعق باز دارد اندر وقت مرگ ، تا ايمان به سلامت ببرد ، اين عاقل است و آن ديگر مغرور . و آن قوم كه همىگويند كه خداى - تعالى - ما را اندر اين جهان نيكو داشت ، اندر آن جهان نيز نيكو دارد كه وى كريم و رحيم است ، به حق - تعالى - غرّه شده‌اند . و خداى - تعالى - از هر دو حذر فرموده است و گفته :
انَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌ فَلا تَغُرَّنَّكُم الْحيوةُ الدُّنْيا و لا يَغُرَّنَّكمْ بِاللّهِ الغَرورُ
، [ 1 ] همىگويد : اى مردمان آنچه وعده داده‌ام حقّ است كه هر كه نيك كند نيك بيند و هر كه بد كند بد بيند . اين وعده حق است ، گوش داريد [ 2 ] تا به دنيا غرّه نشويد و به حق - تعالى - غرّه نشويد .

پيدا كردن پندار و علاج آن

بدان كه اهل پندار مذموم‌اند . و اين قوم كسانىاند كه به خويشتن و عمل خويشتن گمان نيكو برند و از آفت آن غافل باشند ، و نبهره از خالص باز نشناسند ، بدانكه صيرفيى نيكو نياموخته‌اند ، و به رنگ و صورت غرّه شده‌اند . يا آن كسانى كه به علم و عبادت مشغول‌اند و از حجاب غفلت و ضلال بيرون گذشته‌اند ، از صد ، نود و نه مغرورند و بدين سبب بود كه رسول ( ص ) گفت : « روز قيامت آدم ( ع ) را گويند كه نصيب دوزخ از فرزندان خويش بيرون كن ، گويد از چند چند ؟ گويند از هر هزار ، نهصد و نود و نه ، » و اين نه آن باشند كه هميشه در دوزخ باشند . و ليكن ايشان را از گذر بر دوزخ چاره نباشد ، كه گروهى از اهل غفلت باشند و گروهى از اهل ضلال و گروهى از اهل غرور گروهى از اهل عجب كه اسير شهوت خويش باشند ، اگر چه مىدانسته باشند كه مقصّرند . و اهل پندار بسيارند و اصناف ايشان در شمار نيايد ، و ليكن از چهار طبقه بيرون نه‌اند : علما و عابدان و صوفيان و ارباب اموال .
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 31 ، 33 ) ، وعدهء خدا راست است ، هان ، كه زندگانى اين جهانى شما را مفريباد و مفريباد شما را به خداى آن شيطان فريبنده . [ 2 ] گوش داشتن ، مواظب بودن .