تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
شوند و چون چنين عالم و واعظ عزيز [ 1 ] شده است ، لاجرم ، بيمارى غفلت مزمن شده است ، و خلق اندر بيمارى غفلت بمانده‌اند ، و اگر حديث آخرت گويند به سر زبان گويند و بر طريق رسم گويند ، و باطن ايشان از درد اين مصيبت و هراس اين خطر بىخبر بود . و اندر اين هيچ منفعت نباشد .

پيدا كردن ضلالت و گمراهى و علاج آن

بدان كه گروهى ديگرند كه از آخرت غافل شده‌اند ، و ليكن اعتقادى كرده‌اند كه بر خلاف راستى است و از راه حق بيفتاده‌اند ، و آن گمراهى حجاب ايشان است و از اين پنج مثال بگوييم تا معلوم شود : مثال اول آنكه گروهى آخرت را منكرند و اعتقاد كرده‌اند كه آدمى چون بميرد نيست شود ، همچون گياهى كه خشك شود و همچون چراغى كه بميرد [ 2 ] . و بدين سبب لگام شرم از سر فروكرده‌اند و چنان كه خواهند مىزيند ، و پندارند كه اينكه انبيا گفته‌اند ، به سبب صلاح خلق گفته‌اند اندر اين جهان يا طلب جاه كرده‌اند و منفعت و تبع ، و باشد كه صريح بگويند كه اين حديث دوزخ چنان بود كه كودك را گويند : اگر به دبيرستان نشوى تو را به خانهء موشان كنند . و اين مدبر اگر هم اندر اين امثال نگاه كند بداند كه آن ادبار [ 3 ] ، كه كودك اندر آن افتد به سبب ناشدن به دبيرستان ، از خانهء موشان بتر است . چنان كه اهل بصيرت بدانسته‌اند كه ادبار حجاب از حق - عزّ و جلّ - از دوزخ بتر است ، و سبب آن متابعت هواست ، و ليكن انكار اين موافق طبع است و اين غالب شده است بر باطن بسيارى از خلق اندر آخر زمان ، اگر چه بر زبان نگويند . و باشد نيز كه بر خويشتن پوشيده دارند ، ليكن معاملت ايشان دليل كند بر آنكه عقل ايشان چنان است كه از بيم رنج مستقبل اندر دنيا ، بسيارى رنج بنقد بكشند ، اگر خطر اندر عاقبت اعتقاد دارندى آسان نگيرندى . و علاج اين آن بود كه حقيقت آخرت وى را معلوم شود ، و آن را سه طريق است :
هامش
[ 1 ] عزيز ، كمياب ، نادر . [ 2 ] خاموش شود . [ 3 ] ادبار ، بدبختى .