تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
انَّ الْانْسانَ لَفى خُسْرٍ
[ 1 ] ، همه را بر كنار دوزخ آفريده‌اند .
فَامَّا مَنْ طَغى ، وَ آثَرَ الْحَيوةَ الدّنْيا ، فَانَّ الْجَحيمَ هِىَ الْمَأْوى ، وَ امّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى ، فَانَّ الْجَنَّةَ هِىَ الْمَأْوَى
[ 2 ] ، هر كه وى را به دنيا آوردند و از پى هوا فرا شدن گرفت و روى به دنيا آورد به دوزخ افتاد ، كه مثل هواى وى چون حصيرى است به سر چاه دوزخ فرا كرده ، هر كه بر حصير برود لا بد در چاه افتد ، و هر كه شهوت خويش خلاف كرد به بهشت افتاد . و مثل شهوت چون عقبه است بر راه بهشت ، هر كه از وى اندر گذشت لا بد به بهشت رسد ، و از اين گفت رسول ( ص ) : حفّت الجنّة بالمكاره و حفّت النّار بالشّهوات [ 3 ] . پس هر كه از خلق اندر باديه است چون عرب و كرد و تركان و امثال اين قوم كه اندر ميان ايشان علما نيستند ، اندر خواب غفلت بماندند كه كس ايشان را بيدار نكرد و خود از خطر آخرت بىخبرند ، بدان سبب راه نمىروند ، و هر كه اندر روستاهااند همچنين ، كه عالم اندر ميان ايشان كمتر باشد ، كه [ 4 ] روستا چون گور است ، چنان كه اندر خبر است كه اهل الكفور هم اهل القبور [ 5 ] . و هر كه اندر شهرى است كه اندر وى عالمى و واعظى كه بر منبر سخن گويد نيست يا عالم آن شهر به دنيا مشغول است و به كار دين مشغول نيست ، هم اندر غفلت بماندند ، كه اين عالم نيز غافل و خفته است ، ديگرى را چون بيدار كند ؟ و اگر عالم شهر بر منبر همىشود و مجلس همىكند ، چنان كه عادت مذكّران بىحاصل است : سجعى و طاماتى [ 6 ] و نكته‌اى و وعدهء رحمتى و عشوتى همىدهد كه مردمان را گمانى افتد كه به هر صفت كه باشد خود رحمت ايشان را در خواهد يافت . حال اين قوم از حال غافلان بتر است ، و مثل وى چون خفته‌اى است بر سر راه ، كه كسى وى را بيدار بكند و شرابى فرا وى دهد كه مست شود و بيفتد . اين مدبر پيش از اين
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 103 - 2 ) ، آدمى در كاست است و در زيان . [ 2 ] ( قرآن ، 79 - 37 - 41 ) ، آنكه نافرمان شد و زندگانى اين جهان را انتخاب كرد ، دوزخ است جايگاه او ، و امّا آنكه بترسد ايستادن پيش خداوند خويش و باز دارد تن از آرزو ، بهشت جايگاه اوست . [ 3 ] گرداگرد بهشت را سختيها فرا گرفته است و گرداگرد دوزخ را شهوتها و خوشيها . [ 4 ] زيرا كه . [ 5 ] روستانشينان همچون ساكنان گورستان‌اند . [ 6 ] طامات ، معارفى كه صوفيان بر زبان رانند و در ظاهر گزافه به نظر آيد .