تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
چنان بود كه آسان بيدار شدى به هر آواز كه بشنيدى ، اكنون چنان شد كه اگر پنجاه لگد بر سر وى زنند خود آگاهى نيابد و هر چه با وى گويى ، گويد : اى مرد ، خداى - تعالى - كريم است و رحيم است و از گناه من وى را چه زيان ، و بهشت وى فراخ‌تر از آن است كه ما را اندر آنجا جاى نبود ، و امثال اين ترّهات [ 1 ] ، اندر دماغ ايشان برويد . و هر مذكّر كه بر اين صفت باشد ، اندر خون دين و خلق بود . و مثل وى چون طبيبى بود كه به بيمارى كه اندر حرارت بر شرف هلاك است انگبين دهد و گويد در انگبين شفاست . انگبين كسى را شفاست كه علّت سردى بود . و آيات و اخبار رجا و اوميد رحمت خداى - تعالى - شفاست ، و ليكن دو بيمار را و بس : يكى آنكه چندان معصيت كرده باشد كه نوميد شده باشد و از نوميدى توبه نكند ، و گويد : توبهء من هرگز نپذيرد . اين آيت شفاى وى است :
قُلْ يا عِبادِىَ الَّذِينَ اسْرَفُوا عَلى انْفُسِهِمْ لا تَقْنَطوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ انَّ اللّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً انَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ
[ 2 ] ، به شرط آنكه اين آيت كه بر اين پيوسته است بر خوانى كه
وَ انيبُوا الى رَبِّكمْ وَ اسْلِموا لَهُ مِنْ قَبْلِ انْ يَأْتِيَكُم الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ
[ 3 ] ، با وى بگويد كه نوميد مشو كه حق - تعالى - همه گناهان بيامرزد ، چون باز گردى و توبه كنى ،
وَ احْسَنَ ما انْزِلَ
[ 4 ] را اتّباع كنى . و بيمار ديگر كسى بود كه خوف بر وى غالب بود چنان كه هيچ نياسايد از عبادات ، و بيم آن است كه خود را از جهد بسيار هلاك كند كه به شب هيچ نخسبد و طعام اندك‌مايه خورد ، و امثال اين جراحت خوف را مرهم
هامش
[ 1 ] ترّهات ( ج ترّهه ) ، ياوه‌ها . [ 2 ] ( قرآن ، 39 - 53 ) ، بگو ( يا محمد ) اى رهيگان من ايشان كه گزاف كردند در ستم بر خويشتن نوميد مباشيد از بخشايش خداوند كه اوست آن خداى آمرزگار بخشايندهء مهربان كه گناهان همه بيامرزد كه اوست آمرزگار مهربان . [ 3 ] ( قرآن ، 39 - 54 ) ، باز گرديد با خداوند خويش و گردن نهيد او را پيش از آنكه عذاب آيد به شما و آنگه يارى نرسد شما را از كس . [ 4 ] ( قرآن ، 39 - 55 ) ، و نيكوتر آنچه فروفرستادند .