اصل دهم . - در غفلت و ضلالت و غرور
بدان كه هر كه از سعادت آخرت محروم ماند ، از آن بود كه راه نرفت ، و هر كه راه نرفت از آن بود كه يا ندانست يا نتوانست ، و هر كه نتوانست از آن بود كه اسير شهوت بود و با شهوت خود برنيامد ، و هر كه ندانست از آن بود كه غافل بود و بىخبر بود ، يا راه گم كرد ، يا هم اندر راه به نوعى از پندار از راه بيفتاد .
امّا آن شقاوت كه از ناتوانستن خيزد [ 1 ] ، شرح كرديم . و مثل اين قوم چنان بود كه كسى راهى مىببايد رفت ، و بر راه عقبهها بسيار است و دشوار است ، و وى ضعيف است ، عقبه بنتواند گذاشت [ 2 ] . و عقبات راه چون شهوت جاه است و شهوت مال است و شهوت شكم و فرج . و اين شهوات كه گفتيم ، كس باشد كه يك عقبه بگذارد اندر دوم عاجز آيد ، و كس بود كه دو بگذارد اندر سديگر عاجز آيد ، و همچنين تا همه عقبات باز پس پشت نگذارد به مقصد نرسد .
امّا شقاوت كه به سبب نادانستن است از سه جنس است :
يكى غفلت است و بىخبرى
كه آن را نادانى گويند . و مثل اين كس
هامش
[ 1 ] حاصل شود .
[ 2 ] گذاشتن ، عبور كردن .