وجه اول آنكه بداند كه حجّت [ 1 ] بر عالم عظيمتر است ، و خطر وى بيشتر است ، كه [ 2 ] از جاهل كارها فروگذارند و از عالم فرونگذارند ، و جنايت عالم فاحشتر . و اخبار كه اندر خطر كار عالم آمده است تأمّل بايد كرد ، بلكه اندر قرآن حق - تعالى - عالم مقصّر را كه در علم مقصّر بود به خر ماننده مىكند كه خروارى كتاب بر پشت دارد :
كَمَثَلِ الحِمارِ يَحْمِلُ اسْفاراً
[ 3 ] و به سگ ماننده مىكند :
كَمَثَلِ الْكَلْبِ : انْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ او تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ
[ 4 ] ، يعنى كه اگر داند و اگر نداند طبع خويش بنگذارد . و چه خسيستر بود از خر و سگ . و به حقيقت اگر در آخر نجات نخواهد يافت ، همه جمادات از وى فاضلتر خواهد بود تا به حيوانات چه رسد . و بدين بود كه يكى از صحابه ( رض ) مىگفت كه « كاشكى من مرغى بودمى . » و يكى مىگفت : « كاشكى من گوسفندى بودمى كه بكشتندى و بخوردندى . » و يكى مىگفت : « كاش كه من پر كاه بودمى . » پس خطر خاتمت اگر بداند پرواى تكبر نبود ، تا اگر كسى بيند از خويشتن جاهلتر ، گويد : وى ندانست ، اندر معصيت كردن معذور بود ، و وى از من بهتر است ، و اگر كسى را بيند كه عالمتر از وى بود ، گويد : وى چيز مىداند كه من ندانم ، وى از من بهتر ، و اگر پيرى را بيند ، گويد : وى طاعت از من بيشتر كرده است ، و از من بهتر است ، و اگر جوانى يا كودكى را بيند ، گويد : او از من معصيت كمتر كرده است ، او از من بهتر است ، بلكه اگر كافرى بيند ، تكبّر نكند و گويد : باشد كه وى مسلمان شود ، و عاقبت نيكو يابد .
چه بسيار كس عمر را ديدند ، پيش از اسلام ، و بر وى تكبّر كردند ، و آن تكبّر در علم خداى - تعالى - خطا بود . [ 5 ] پس چون بزرگى اندر نجات آخرت است و آن غيب است ، بايد كه هر كسى به خوف آن مشغول شود تا به تكبّر نپردازد .
هامش
[ 1 ] حجت خداوند .
[ 2 ] زيرا كه .
[ 3 ] ( قرآن ، 62 - 5 ) ، چون داستان خر است كه بر مىدارد كتابها .
[ 4 ] ( قرآن ، 7 - 176 ) ، مثل وى راست چون مثل سگ است : اگر بر وى حمله برى ، وى را به تاختن دارى زبان از دهن بيرون افكند يا از وى باز شوى هم زبان از دهن بيرون افكند .
[ 5 ] در « ترجمهء احياء » : چه بسيار مسلمان بود كه در عمر پيش از اسلام او عيب كردى .
( مهلكات ، ص 1009 ) .