در باطن وى افتد به صفت باطن وى شود ، چون دارو كه اندر معده افتد ، پيش از آنكه احتمال [ 1 ] كند به صفت خلط معده گردد ، و چون آب صافى كه از آسمان بيايد به يك صفت ، و به هر نبات كه همىرسد صفت وى را همىافزايد ، اگر به تلخ رسد تلختر شود ، و اگر به شيرين رسد شيرينتر شود .
و ابن عباس ( رض ) روايت كند كه رسول ( ص ) گفت : « قومى باشند كه قرآن برخوانند و از حنجرهء ايشان برنگذرد . و گويند كيست كه قرآن چون ما خواند و كه داند چنان كه ما دانيم ، » آنگاه به اصحاب نگريست و گفت : « ايشان از شما باشند و امّت من و ايشان همه هيزم دوزخ باشند . » [ 2 ] عمر ( رض ) گفت : « از جبّاران علما مباشيد كه آنگاه علم شما به جهل شما وفا نكند . » و خداى تعالى رسول را ( ص ) به تواضع فرمود [ 3 ] و گفت :
وَ اخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤمِنينَ
[ 4 ] و بدين سبب بود كه صحابه بر خويشتن هراسان بودند از كبريا [ 5 ] » . حذيفه ( رض ) يك بار امامى [ 6 ] كرد ، پس گفت : « امامى ديگر طلب كنيد ، كه اندر دل من همىآيد كه من از شما بهترم . » و هرگه كه ايشان [ 7 ] از خيال كبر ترسيدند ديگران چون برهند ؟ و چنين عالم كجا پديد آيد اندر چنين روزگار ، بلكه عزيز باشد عالمى كه بداند كه اين صفت نكوهيده است و از وى حذر مىبايد كرد ، كه بيشتر خود آناند كه از آن غافل باشند ، و به تكبّر خويشتن نيز فخر كنند و گويند : ما فلان را به كس نداريم [ 8 ] و وزن ننهيم [ 9 ] ، و اندر وى ننگريم و امثال اين . پس اگر با كسى آگاهى اين معنى بود سخت عزيز بود ، و ديدار وى عبادت بود ، و همه را به وى تبرّك بايد كرد ، و اگر نه آنستى كه اندر خبر است كه « روزگارى بيايد كه هر كه ده يك معاملت شما بكند نجات يابد » [ 10 ] بيم نوميدى بودى ،
هامش
[ 1 ] احتمال ، تحمّل ، ناراحتى كسى را كم كردن .
[ 2 ] در « ترجمهء احياء » : و گفت : ايشان از شما نباشند اى امت ، ايشان هيزم دوزخاند . ( ربع مهلكات ، ص 965 )
[ 3 ] فرمود ، امر كرد .
[ 4 ] ( قرآن ، 26 - 215 ) ، و پر خويش فرود آر ( به فروتنى و مهربانى ) ايشان را كه بر پى تو روند از مؤمنان .
[ 5 ] كبريا ، تكبر ، غرور .
[ 6 ] امامت .
[ 7 ] صحابه .
[ 8 ] به كس داشتن كسى را ، اهميت دادن به او .
[ 9 ] وزن نهادن ، ارزش قايل شدن .
[ 10 ] در « ترجمهء احياء » : زود باشد كه بر مردمان روزگارى آيد كه هر كه عشر آن تمسّك نمايد كه شما برآنيد نجات يابد ( ربع مهلكات ، ص 966 ) .