بدان كه قصّهء ابليس با تو بگفتهاند نه براى افسانه ، ليكن تا بدانى كه آفت كبر به كجا كشد ، كه وى به سبب كبر بود كه گفت :
انَا خَيرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ
[ 1 ] . و كبر وى بدانجا كشيد كه فرمان خداى - تعالى - ترفّع كرد [ 2 ] و سجود نكرد تا ملعون ابد شد .
پيدا كردن اسباب كبر و علاج آن
بدان كه هر كه تكبّر كند از آن [ 3 ] كند كه خويشتن را صفتى داند كه ديگران را نيست ، كه آن صفت كمال بود ، و آن را هفت سبب است :
[ اسباب كبر ]
سبب اول كبر در علم است ،
كه عالم چون خويشتن را به كمال علم آراسته بيند ، ديگران را اندر حقّ [ 4 ] خويشتن چون بهايم بيند ، و كبر بر وى غالب شود ، و اثر اين آن بود كه از مردمان مراعات و خدمت و تعظيم چشم دارد و تقديم خواهد ، و اگر نكنند عجب دارد . و اگر بديشان نگرد يا به دعوت كسى شود ، آن منّتى و دستى [ 5 ] بزرگ داند به نزديك وى ، و از علم خويشتن منّتى بر خلق نهد ، و اندر حديث آخرت خويشتن را از ايشان نشناسد [ 6 ] ، و كار خود اوميدوارتر بيند و بر ايشان بيش ترسد از آنكه بر خود ، و گويد كه همه را خود به دعاى من و پارسايى من حاجت است ، و از دوزخ به من [ 7 ] خلاص خواهند يافت ، و بدين سبب گفت رسول ( ص ) : « آفة العلم الخيلاء ، آفت علم بزرگ خويشتنى است . » و به حقيقت چنين كسى را جاهل خوانند اولىتر از آنكه عالم ، كه [ 8 ] علم حقيقى آن باشد كه خطر كار آخرت وى را معلوم كند ، و باريكى صراط مستقيم بشناسد . و هر كه اين بشناخت هميشه خويشتن را دور بيند از آن و
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 38 - 76 ) ، ابليس گفت : من بهترم از او ، مرا از آتش آفريدى و او را از گل آفريدى .
[ 2 ] در « ترجمهء احياء » : امتناع نمايد . ( ربع مهلكات ، ص 960 )
[ 3 ] از آن جهت .
[ 4 ] در قبال .
[ 5 ] دست ، قدرت .
[ 6 ] نداند .
[ 7 ] به وسيلهء من .
[ 8 ] زيرا كه .