تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

فضيلت تواضع

رسول ( ص ) گفت : « هيچ كس تواضع نكرد كه نه خداى - تعالى - وى را عزّى بيفزود . » و گفت ( ص ) : « هيچ كس نيست كه نه بر سر وى لگامى است به دست دو فريشته : چون تواضع كند ايشان آن لگام به بالا بركشند و گويند : بار خدايا ! وى را بركشيده دار [ 1 ] ! ، و اگر تكبّر كند به سوى زيرين كشند و گويند : بار خدايا ! وى را فروافكنده [ 2 ] دار ! ، » و گفت ( ص ) : « خنك آن كس كه تواضع كند نه از بيچارگى ، و نفقه كند مالى كه جمع كرده باشد نه در معصيت ، و رحمت كند بر بيچارگان ، و مخالطت دارد با حكيمان و عالمان . » و بو سلمهء مدنى از جدّ خويش حكايت مىكند كه وى گفت كه « رسول ( ص ) يك راه نزديك ما مهمان بود و روزه داشت ، وى را به روزه گشادن قدحى [ 3 ] شير آورديم عسل در كرده ، چون بچشيد و شيرينى آن بيافت گفت : « اين چيست ؟ » گفتيم : « عسل در كرده‌ايم . » از دست بنهاد و نخورد و گفت : « نمىگويم كه حرام است و ليكن هر كه خداى - تعالى - را تواضع كند ، خداى - تعالى - وى را بركشد و رفعت دهد ، و هر كه تكبّر كند ، خداى - تعالى - وى را بيوكند [ 4 ] و حقير كند ، و هر كه نفقه [ 5 ] به نوا [ 6 ] كند ، خداى - تعالى - وى را بىنياز دارد ، و هر كه نفقه نه به نوا كند ، خداى - تعالى - وى را درويش [ 7 ] گرداند ، و هر كه ياد كرد [ 8 ] خداى - تعالى - بسيار كند ، خداى - تعالى - وى را دوست گيرد . » و يك راه درويشى افگار [ 9 ] بر در سراى رسول ( ص ) سؤال كرد و رسول ( ص ) طعام مىخورد ، وى را در خواند ، همه خويشتن را از وى فراهم گرفتند [ 10 ] . رسول ( ص ) وى را بر ران خويش نشاند و گفت : « بخور . » يكى از
هامش
[ 1 ] بر كشيده ، سرافراز . [ 2 ] فروافكنده ، سرافكنده . [ 3 ] قدح ، كاسه . [ 4 ] او كندن ، افكندن ، خوار كردن . [ 5 ] نفقه كردن ، خرج كردن . [ 6 ] به نوا ، متناسب . [ 7 ] درويش ، تهيدست . [ 8 ] ياد كرد ، ذكر . [ 9 ] اوگار ، مجروح ، زخمى . [ 10 ] فراهم گرفتن ، كنار كشيدن .