شبهه از پيش قرار گرفته باشد [ 1 ] : كه بنده پيش از نماز با خويشتن چنان كرده بود كه اخلاق ملايكه بر وى غالبتر باشد يا چنان كه اخلاق شياطين بر وى غالبتر باشد . پس اندر ميان عبادت ، چون خاطر ريا اندر رسد ، آن خلق پديد آمدن گيرد . و تقدير ازلى و راى اين همه وى را همىتازند تا بدانجا كه نصيب وى آمده است از قسمت ازلى از غلبهء شبههء ملايكه يا شبههء شياطين .
فصل راه از بين بردن وسوسهء ريا
چون متقاضى ريا را خلاف كردى و به دل آن را كاره بودى ، اگر اندر دل شهوت آن و وسوسهء آن بماند تو بدان مأخوذ نباشى ، كه آن طبع آدمى است . و تو را نفرمودهاند كه طبع خويش را باطل كن ، بلكه فرمودهاند كه وى را مقهور و مغلوب و زير دست كن ، تا تو را اندر هاويه نيفكند . چون قدرت آن يافتى كه آنچه او فرمود نكردى ، دليل آن است كه وى مقهور و زير دست است . اين كفايت باشد اندر گزاردن حقّ تكليف . و كراهيت تو و مخالفت تو آن شهوت را كفّارت آن شهوت است . به دليل آنكه صحابه ( رض ) رسول ( ص ) را گفتند : « كه ما را خاطرها مىدرآيد كه اگر ما را از آسمان مىبيندازند بر ما آسانتر از آن بود ، و ما آن را كارهيم . » و رسول ( ص ) گفت :
« هان يافتيد اين حالت ؟ » گفتند : « آرى . » گفت : « اين صريح و محض ايمان است و آن خاطرها در حقّ خداى - تعالى - بوده است . » و صريح ايمان كراهيت آن است نه آن [ 2 ] . پس چون كراهيت آن كفّارت بود ، آنچه به وسواس خلق تعلّق دارد اولىتر كه به [ 3 ] كراهيت محو افتد . اما باشد كه كسى قوّت مخالفت شيطان و نفس يافت اندر عين وسوسه ، شيطان وى را وسوسه كند و به وى نمايد كه صلاح وى اندر آن است كه به مجادله با شيطان مشغول شود .
هامش
[ 1 ] از پيش مقدّر شده باشد .
[ 2 ] در « ترجمهء احياء » آمده است : گفت : « آن صريح ايمان است » و جز وسواس و كراهيت آن نيافته بودند ، و نتوان گفت كه به « صريح » [ مراد « صريح ايمان » است ] وسواس را خواسته است [ اراده كرده است ] پس حمل آن بر كراهيتى كه مساوق وسوسه بود متعين باشد [ مسلم باشد ] .
[ 3 ] به وسيلهء .