كسى فواحش و معاصى پنهان دارد ، تا عادت كند قناعت كردن اندر طاعت به علم حق - تعالى [ 1 ] . و اين اندر ابتدا دشوار بود ، و ليكن چون جهد كند بر وى آسان شود ، و لذّت اخلاص و مناجات بيابد ، و چنان شود كه اگر خلق نيز بينند ، وى خود از خلق غافل باشد .
مقام دوم تسكين خاطر [ 2 ] رياست .
چون خاطر ريا پديد آيد ، اگر چه خويشتن را به مجاهدت چنان بكرد كه طمع از مال خلق و از ثناى خلق ببريد و همه اندر چشم وى حقير شد ، و ليكن شيطان اندر ميان عبادت خاطرهاى ريا اندر پيش آوردن گيرد . »
[ خاطرهاى ريا ]
اول خاطر آن بود كه بداند كه كسى را اطّلاع افتاد ، يا اوميد آن است كه اطّلاع افتد .
دوم رغبتى باشد كه اندر نفس پديدار آيد ، تا بدانند كه وى را منزلتى بود نزديك ايشان .
سوم قبول اين رغبت بود تا [ 3 ] عزم كند كه تحقيق كند [ 4 ] .
و جهد بايد كرد تا اول خاطر را دفع كند و بگويد با خويشتن كه اطّلاع مردمان چه كنم كه خالق مطّلع است و مرا اطّلاع وى كفايت است ، و كار من به دست خلق نيست . اگر خاطر دوم اندر رغبت قبول خلق بجنبد ، آنچه از پيش بر خويشتن تقدير كرده است با [ 5 ] ياد آرد كه قبول ايشان با رد و مقت خداى - تعالى - چه سود دارد ، تا از اين انديشه كراهيتى پديد آيد اندر مقابلهء آن رغبت ، پس آن شهوت وى را به قبول خلق همىخواند ، و اين
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : تا دل او به علم خداى و اطلاع او بر عبادت او قانع شود . ( ربع مهلكات ، ص 860 ) .
[ 2 ] خاطر ، انديشه .
[ 3 ] تا ، به طورى كه .
[ 4 ] تحقّق بخشد .
[ 5 ] با ، به .