تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
كسى فواحش و معاصى پنهان دارد ، تا عادت كند قناعت كردن اندر طاعت به علم حق - تعالى [ 1 ] . و اين اندر ابتدا دشوار بود ، و ليكن چون جهد كند بر وى آسان شود ، و لذّت اخلاص و مناجات بيابد ، و چنان شود كه اگر خلق نيز بينند ، وى خود از خلق غافل باشد .

مقام دوم تسكين خاطر [ 2 ] رياست .

چون خاطر ريا پديد آيد ، اگر چه خويشتن را به مجاهدت چنان بكرد كه طمع از مال خلق و از ثناى خلق ببريد و همه اندر چشم وى حقير شد ، و ليكن شيطان اندر ميان عبادت خاطرهاى ريا اندر پيش آوردن گيرد . »

[ خاطرهاى ريا ]

اول خاطر آن بود كه بداند كه كسى را اطّلاع افتاد ، يا اوميد آن است كه اطّلاع افتد . دوم رغبتى باشد كه اندر نفس پديدار آيد ، تا بدانند كه وى را منزلتى بود نزديك ايشان . سوم قبول اين رغبت بود تا [ 3 ] عزم كند كه تحقيق كند [ 4 ] . و جهد بايد كرد تا اول خاطر را دفع كند و بگويد با خويشتن كه اطّلاع مردمان چه كنم كه خالق مطّلع است و مرا اطّلاع وى كفايت است ، و كار من به دست خلق نيست . اگر خاطر دوم اندر رغبت قبول خلق بجنبد ، آنچه از پيش بر خويشتن تقدير كرده است با [ 5 ] ياد آرد كه قبول ايشان با رد و مقت خداى - تعالى - چه سود دارد ، تا از اين انديشه كراهيتى پديد آيد اندر مقابلهء آن رغبت ، پس آن شهوت وى را به قبول خلق همىخواند ، و اين
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : تا دل او به علم خداى و اطلاع او بر عبادت او قانع شود . ( ربع مهلكات ، ص 860 ) . [ 2 ] خاطر ، انديشه . [ 3 ] تا ، به طورى كه . [ 4 ] تحقّق بخشد . [ 5 ] با ، به .