تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥

پيدا كردن ريايى كه عمل باطل كند

بدان كه خاطر [ 1 ] ريا يا اندر اوّل عبادت بود ، يا پس از فارغ شدن از آن ، يا در ميان عبادت . آنكه اندر اوّل عبادت بود ، آن عبادت را باطل كند ، چه اخلاص اندر نيّت شرط است ، و اخلاص بدين باطل شود . امّا اگر ريا نه اندر اصل عبادت بود ، چنان كه مبادرت كند به نماز اندر اوّل وقت به سبب ريا و اگر تنها بودى اندر اصل نماز تقصير نكردى ، ثواب اول وقت باطل شود ، امّا اصل نماز بايد كه درست بود ، كه نيّت وى اندر اصل نماز به سبب ديانت محض است - همچنان‌كه كسى اندر سراى مغصوب [ 2 ] نماز كند ، فريضه گزارده آيد ، اگر چه عاصى است ، و لكن عاصى به نفس نماز نيست - اينجا نيز مرائى به نفس نماز نيست ، به وقت است . امّا اگر نماز به اخلاصى تمام بكند ، پس خاطر ريا اندر آيد و اظهار كند ، نماز گذشته باطل نشود ، و ليكن بدين قصد معاقب باشد . و روايت كرده‌اند كه يكى گفت : « دوش البقره بر خواندم » ، ابن مسعود ( رض ) گفت : « نصيب وى از عبادت اين بود . » يعنى اين اظهار كه بكرد . و يكى فرا رسول ( ص ) گفت : « روزه پيوسته دارم » . گفت : « نه به روزه‌اى [ 3 ] و نه بىروزه . » گفته‌اند كه معنى آن است كه چون بگفتى باطل شد . و ظاهر نزديك ما آن است كه رسول ( ص ) و ابن مسعود ( رض ) از آن گفته‌اند كه بدين [ 4 ] بدانسته‌اند كه اندر وقت عبادت از ريا خالى نبوده است ، امّا چون خالى بود ، بعيد بود عبادتى كه درست آمد و تمام شد كه پس از آن باطل شود . و نيز اندر معنى خبر گفته‌اند كه از آن گفت كه اندر روزهء پيوسته نهى آمده است .
هامش
[ 1 ] خاطر ، انديشه ، فكر . [ 2 ] مغصوب ، غصب شده ، به زور گرفته شده . [ 3 ] نه روزه‌دار هستى . [ 4 ] به اين وسيله .