تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
كرد و ناكرد آن اندر دل وى برابر باشد اندر حقّ مردمان ، چون خداى را - تعالى - عبادتى كند تا به سعادت ابد اندر رسد ، در مقابلهء آن چرا بايد كه آن كس را حرمتى ببيوسد . پس رياى خفىترين اين است . و على ( رض ) همىگويد كه روز قيامت فرا قرّا آن گويند كه « نه كالا به شما ارزانتر فروختند ؟ نه اندر حاجتهاى شما قيام كردند ؟ نه ابتدا بر شما سلام گفتند ؟ » يعنى اين همه جزاى عمل خويش است كه ستديد و خالص بنگذاشتيد . و يكى از كسانى كه از خلق بگريخته بودند و به عبادت مشغول شده ، مىگويد : « ما از فتنه گريخته‌ايم و بيم آن است كه فتنه در كار دين ما راه يابد ، كه چون كسى را مىبينيم مىخواهيم كه حرمت دارد و حقّ ما نگاه دارد . » و بدين سبب است كه مخلصان جهد كرده‌اند تا عبادت خويش همچنان پنهان دارند ، كه فواحش و معاصى پنهان دارند ، چه بشناخته‌اند كه جز خالص [ 1 ] نخواهند پذيرفت اندر قيامت . مثل ايشان چون مثل كسى است كه به حج خواهد شد و داند كه اندر باديه جز زر خالص فرا نستانند ، و آنجا خطر جان بود ، زر مغربى خالص به دست مىآرد ، و هر چه غشّى [ 2 ] دارد همىاندازد ، و روز حاجت را [ 3 ] خالص همى نگاه دارد ، و هيچ روز نخواهد بود كه خلق درمانده‌تر خواهد بود از روز قيامت ، هر كه امروز عمل خالص به دست نياورد ، اندر آن روز ضايع ماند ، و هيچ كس وى را دست نگيرد . و تا [ 4 ] فرق كند كه عبادت وى ستورى بيند يا مردى ، از ريا خالى نيست ، و تا فرق مىداند تا كسى از وى عبادت بيند يا نان خوردن يا خفتن ، از ريا خالى نيست . و رسول ( ص ) مىگويد : « اندك‌ترين ريا و پوشيده‌ترين ريا شرك است . » يعنى كه اندر عبادت حق - تعالى - انبازى افكند ، چون به علم خداى عزّ و جلّ - كفايت نكرد ، و علم ديگرى به عبادت وى اندر وى اثر كرد .
هامش
[ 1 ] عبادت خالص و بىريا . [ 2 ] غشى ، تقلبى . [ 3 ] براى روز حاجت . [ 4 ] تا ، تا وقتى كه .