فصل [ چه وقت شادى از اطلاع مردمان بر عبادت رواست ]
بدان كه هر كه شاد بود بدانكه مردمان را بر عبادت وى اطلاع افتد از ريا خالى نيست ، مگر شاديى كه به حق بود . و آن از چهار وجه باشد :
اول آنكه شاد از آن شود كه وى قصد پنهان داشتن داشت ، حق - تعالى - بىقصد وى اظهار كرد ، و معصيت بسيار كه كرده باشد ، حق - تعالى - آن اظهار نكرد ، بداند كه با وى فضل و لطف مىرود كه هر چه از وى زشت است پوشيده مىدارد و هر چه نيكوست اظهار مىكند ، شاد باشد به لطف و فضل حق - تعالى - نه به ثنا و قبول مردمان ، چنان كه حق - تعالى - گفت :
قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا
[ 1 ] .
دوم آنكه شاد شود و گويد چون زشتيها پوشيده كرد بر من در دنيا ، دليل آن است كه اندر آخرت نيز بپوشاند ، كه اندر خبر است كه خداى - تعالى - كريمتر از آن است كه گناهى بر بنده بپوشاند اندر اين جهان ، آنگاه اندر آن جهان رسوا كند .
سوم آنكه شاد شود از آنكه داند كه چون بديدندى به وى اقتدا كنند ، و ايشان نيز به سعادت ابد رسند ، تا [ 2 ] هم ثواب سرّ بنويسند وى را كه قصد پنهان داشتن كرد ، و هم ثواب علانيه [ 3 ] كه بىخواست وى ظاهر شد .
چهارم آنكه شاد بود بدانكه آن كس كه بديد بر وى ثنا گويد و اندر وى اعتقاد نيكو كند ، و وى بدين ثنا و اعتقاد مطيع حق - عزّ و جلّ - باشد ، به طاعت وى [ 4 ] شاد بود ، نه به جاه خويش نزديك وى . و نشان اين آن بود كه اگر به طاعت ديگرى اطلاع افتد ، همچنين شاد شود .
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 10 - 58 ) ، گوى به فضل خداى و رحمت او به آن شاد باشيد و خرّم .
[ 2 ] تا ، در نتيجه .
[ 3 ] علانيه ، آشكار .
[ 4 ] خدا .