تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
اندر آن نصيب نيست ، و چون براى خلق كند ، خلق را فرا پيش داشته باشد از حق - تعالى - اندر چيزى كه آن جز حق را - عزّ و جلّ - نيست . و اين استهزا بود و سبب عقوبت باشد ، اگر چه بدان صعبى نباشد كه اندر فرائض بود . و نزديك باشد بدين ريا كه به سنّتها كنند كه صفات عبادات بود ، چنان كه چون كسى را بيند ركوع و سجود نيكوتر كند ، و التفات نكند به هيچ چيز ، و قرائت زيادت بكشد ، و طلب جماعت كند و تنها نكند ، وصف پيشين گيرد ، و در زكات از آن دهد كه بهتر باشد ، و اندر روزه زبان نگاه دارد ، و در خلوت نشيند .

اصل سوم تفاوت مقصود مرائى بود ،

كه لا بد مرائى را غرضى باشد از ريا . و آن بر سه درجه است :

درجهء اول آنكه مقصود وى جاهى باشد ،

تا از آن به فسقى و معصيتى رسد ، چنان كه امانت و تقوى و حذر از شبهات در مال از خود فرا نمايد تا ولايت اوقاف و قضا و وصايا و وديعت و امانت و مال يتيم فرا وى دهند ، تا اندر آن خيانت كند ، يا مال فرا وى دهند تا به زكات و صدقه بدهد و به مستحق رساند ، يا اندر راه حج بر درويشان نفقه كند ، يا اندر خانقاه صوفيان خرج كند ، يا بر عمارت مسجدها و رباطها صرف كند . يا مجلس كند و خويشتن به پارسايى فرا نمايد و چشم بر زنى افكنده باشد كه خواهد كه آن زن اندر وى رغبت كند ، تا به فساد با وى بنشيند ، يا به مجلس شود [ 1 ] و مقصود وى آن باشد تا در زنى يا امردى [ 2 ] نگرد . اين و امثال اين ، صعب‌ترين مقصودها بود كه عبادت حق - تعالى - را راهى [ 3 ] ساخت تا بدان [ 4 ] به معصيت وى رسد . و همچنين باشد كه كسى به مالى يا به زنى وى را تهمت كند ، مال به صدقه بدهد و پرهيز فرا نمايد تا آن تهمت از خويشتن بيفكند ، تا [ 5 ] گويند كه كسى
هامش
[ 1 ] رود . [ 2 ] امرد ، پسر جوان . [ 3 ] وسيله‌اى . [ 4 ] بدان وسيله . [ 5 ] به طورى كه ، چنان كه .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 219 | الغزالي