تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
ديگران همىكند . و اگر به سجود تعظيم آدمى مقصود بودى ، شرك ظاهر بودى ، و لكن تعظيم آدمى بدان وجه است كه قبول وى مقصود او شده است ، تا بدانكه خداى - تعالى - را سجود همىكند قبول وى حاصل همىكند بدين وجه . و اين ريا شرك خفى است نه جلى [ 1 ] .

پيدا كردن درجات ريا

بدان كه درجات ريا متفاوت است و بعضى عظيم‌تر است . و تفاوت آن از سه اصل خيزد :

اصل اول آنكه قصد ريا بىقصد ثواب باشد ،

چنان كه نماز كند و روزه دارد و اگر تنها بودى نكردى . و اين سخت عظيم بود و عقوبت وى بزرگ بود . امّا اگر قصد ثواب نيز دارد و لكن اگر تنها بودى نكردى ، اين هم به درجهء اول نزديكتر بود . و اين قصد ضعيف وى را از خشم خداى - تعالى - بيرون نيارد . امّا اگر قصد ثواب غالب نبود و اگر تنها بودى بكردى و لكن چون كسى همىبيند اندر نشاط بيفزايد و بر وى آسان‌تر بود ، چنين اوميد دارم كه عبادت بدين [ 2 ] باطل نشود و ثواب حبطه [ 3 ] نشود . امّا بدان‌قدر كه شرب ريا بوده است ، وى را عقوبت كنند ، يا بدان‌قدر از ثواب وى كم كنند . امّا اگر هر دو قصد برابر بود ، چنان كه يكى غالب‌تر [ 4 ] نباشد ، اين شركت بود ، و ظاهر اخبار آن است كه از اين به سلامت و سر بسر [ 5 ] نجهد ، بلكه معاقب [ 6 ] باشد .
هامش
[ 1 ] خفى و جلى ، پنهان و آشكارا . [ 2 ] با اين ، با اين وسيله . [ 3 ] حبطه ، باطل . [ 4 ] غالب ، بيشتر . [ 5 ] سر بسر ، سراسر ، به طور مساوى . [ 6 ] معاقب ، مجازات شده .