تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
گفت : « يا رسول الله اين‌چنين همىكنى ؟ » گفت : « آرى ، خداى - تعالى - دوست دارد از بندهء خويش كه چون برادران خويش خواهد ديد براى ايشان تجمّل كند ، و خويشتن را بيارايد . » و هر چند كه خويشتن آرايد ، كه اين فعل از رسول ( ص ) هم از اصل دين باشد ، كه [ 1 ] وى مأمور بود بدانكه خود را اندر دل و چشم ايشان آراسته دارد تا به وى ميل زيادت كنند و اقتدا به وى دارند ، لكن اگر كسى نيز براى تجمّل كند روا باشد ، كه سنّت بود . و يكى از فوائد اين آن باشد كه چون خويشتن بشوليده [ 2 ] دارد و مروّت [ 3 ] نگاه ندارد ، غيبت كنند [ 4 ] و نفرت گيرند از وى . و وى سبب آن بوده باشد . اما ريا چون به عبادت بود حرام باشد به دو سبب : يكى آنكه تلبيس [ 5 ] كرده باشد كه فرا مردمان همىنمايد كه وى مخلص است اندر اين عبادت . و چون دل وى به خلق مىنگرد مخلص نيست . و اگر مردمان بدانند كه براى ايشان همىكند ، وى را دشمن گيرند و قبول نكنند . و ديگر آنكه نماز و روزه و عبادت خداى - تعالى - چون براى ديگرى كند استهزا كرده باشد و بندهء عاجز ضعيف را مقصود داشته باشد اندر كارى كه مقصود آن حق - تعالى - باشد . و مثل وى چون كسى بود كه اندر پيش ملك بر پاى ايستد اندر صورت خدمت ، و غرض او آن بود كه اندر غلامى يا اندر كنيزكى همىنگرد و فرا ملك مىنمايد كه من به خدمت ايستاده‌ام و مقصود چيزى ديگر بود . اين استخفافى [ 6 ] بود كه به ملك كرده باشد ، چه ديگرى مهم‌تر شده است از خدمت ملك . همچنين هر كه نماز به ريا كند ، به حقيقت ركوع و سجود براى
هامش
[ 1 ] زيرا كه . [ 2 ] بشوليده ، آشفته ، پريشان . [ 3 ] مروّت ، مردانگى ، آداب . [ 4 ] غيبت كردن ، دور شدن . [ 5 ] تلبيس ، پنهان كردن حقيقت ، نيرنگ ساختن . [ 6 ] استخفاف ، خوار شمردن .