تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

و بدان كه لذّت مدح را چهار سبب است :

سبب اول آنكه گفتيم كه آدمى كمال خويش دوست دارد و نقصان خويش را دشمن دارد . و ثنا دليل كمال كند ، و باشد كه [ 1 ] اندر كمال خود به شك بود و لذّت وى تمام نبود . چون از كسى بشنود يقين گردد ، تا دل بدان ميل و آرام گيرد ، آن لذّت تمام شود ، كه چون از خويشتن بوى كمال يافت ، اثر ربوبيّت اندر خويشتن پديدار آيد ، و ربوبيّت محبوب است به طبع . و چون مذمّت شنود آگاهى نقصان خويش بيابد ، بدين سبب رنجور شود . پس اگر ثنا و نكوهش از كسى شنود كه وى دانا بود و گزاف‌گوى نباشد ، چون استاد منصف عالم ، لاجرم آگاهى بيش يابد ، از رنج و راحت . و چون بىبصيرتى گويد ، آن لذّت نباشد كه يقين به قول او حاصل نشود . سبب دوم آنكه ثنا دليل كند [ 2 ] كه دل گوينده ملك و مسخّر وى است ، و در دل او مرد را محلّى و جاهى است . و جاه محبوب است ، پس اگر از محتشمى باشد اين ثنا ، لذّت بيش بود ، كه قدرت به ملك دل وى تمام‌تر باشد . و اگر از خسيسى بود ، آن لذّت نبود . سبب سوم آنكه ثناى وى بشارتى باشد بدانكه دلهاى ديگر صيد وى خواهد شد ، كه چون وى ثنا همىگويد ، ديگران نيز اعتقاد نيكو مىكنند . و اين سرايت مىكند . پس اگر ثنا بر ملأ بود و از كسى بود كه سخن وى بپذيرند ، لذّت آن بيشتر بود . و مذمّت به خلاف اين . سبب چهارم آنكه دليل كند بر آنكه ثنا گوينده مقهور وى است به
هامش
[ 1 ] باشد كه ، شايد كه . [ 2 ] دليل كردن ، دلالت كردن .