تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦

فصل [ قدر كفايت از جاه مذموم نيست ]

بدان كه جاه همچون مال است ، چنان كه مال همه مذموم نيست ، بلكه قدر كفايت از آن ، زاد آخرت است ، و بسيارى از آن - چون دل مستغرق شود - قاطع راه آخرت است ، جاه نيز همچنين است ، كه آدمى را چاره نيست از كسى كه خدمت كند ، و از رفيقى كه وى را معاونت كند ، و از سلطانى كه شرّ ظالمان از وى باز دارد ، و لا بد بايد كه وى را اندر دل اين قوم قدرى [ 1 ] باشد : طلب جاه اندر دل اين قوم بدان مقدار كه اين مقصودها حاصل آيد روا باشد ، چنان كه يوسف ( ع ) گفت :
انّى حَفيظٌ عَليمٌ
[ 2 ] . همچنين تا وى را قدرى نباشد اندر دل استاد ، وى را تعليم نكند ، و تا اندر دل شاگرد نبود از وى تعلّم نكند . پس طلب قدر كفايت از جاه مباح است چون طلب قدر كفايت از مال ، و لكن جاه به چهار طريق طلب توان كرد : دو طريق از آن حرام است ، و دو مباح . امّا آن دو طريق كه حرام است ، يكى آن است كه به اظهار عبادت طلب كند و اين ريا بود . و عبادت بايد كه خالص بود خداى را ، چون بدان ، جاه طلب كند ، حرام بود . و دو ديگر آنكه تلبيس كند و خويشتن را به صفتى فرا خلق نمايد كه چنان نباشد ، گويد مثلا : من علويم ، يا فلان از نسبم ، يا فلان پيشه دانم و نداند ، كه اين همچنان باشد كه مالى به تلبيس طلب كند . و امّا آن دو طريق كه حلال است آن بود كه به چيزى طلب كند كه اندر آن تلبيس نباشد و عبادتى نبود . و ديگر بدانكه عيب خويش بپوشد كه اگر فاسق بود معصيت خويش
هامش
[ 1 ] قدر ، ارزش و اعتبار . [ 2 ] ( قرآن ، 12 - 55 ) ، من آن را نگاه دارندهء دانايم .