پنجم آنكه نيّت اندر دخل و خرج و نگاهداشت درست و نيكو كند :
آنچه به دست آورد براى فراغت عيال به دست آرد ، و آنچه دست بدارد [ 1 ] از بهر زهد و استحقار [ 2 ] دنيا دست بدارد ، و براى آنكه تا دل خود را از انديشهء داشت آن صيانت كند ، تا به ذكر خداى - تعالى - پردازد . و آنچه نگاه دارد براى حاجتى دارد كه مهم بود اندر راه دين و اندر فراغت راه دين . و منتظر بود حاجت را تا خرج كند . چون چنين كند مال وى را زيان ندارد و نصيب وى از مال ترياق باشد نه زهر .
براى اين على مرتضى گفت ( رض ) اگر كسى هر چه بر روى زمين مال است به دست آورد براى خداى - تعالى - و بدهد [ 3 ] ، وى زاهدست ، اگر چه توانگرترين خلق است . و اگر به ترك همه گويد و نه براى خداى - تعالى - بود ، وى زاهد نيست .
پس بايد كه قبلهء دل عبادت و زاد آخرت بود تا هر حركت كه كند ، اگر همه قضاى حاجت بود يا طعام خوردن بود ، همه عبادت بود ، و بر همه ثواب يابد ، كه راه دين را بدين همه حاجت است ، و كار نيّت دارد [ 4 ] . و چون بيشتر خلق از اين عاجز باشند و اين افسون و عزايم [ 5 ] نشناسند ، و يا شناسند و به كار نتوانند داشت ، اولىتر آن بود كه از مال بسيار دور باشند تا توانند ، كه اگر بسيارى مال به بطر [ 6 ] و غفلت نبرد ، آخر از درجات آخرت كمتر كند . و اين خسرانى تمام باشد .
و چون عبد الرّحمن عوف فرمان يافت [ 7 ] ، و مال بسيار از وى بازماند ، بعضى از صحابه گفتند كه ما بر وى مىترسيم از اين مال بسيار كه بگذاشت .
كعب احبار ( رض ) گفت : « سبحان اللّه ! چه مىترسيد ، مال از حلال به دست آورد و به حق خرج كرد ، و آنچه بگذاشت حلال بگذاشت ، چه بيم بود . » خبر به بوذر غفارى ( رض ) بردند ، از خانه بيرون آمد ، خشمگين و
هامش
[ 1 ] دست به داشتن ، ترك كردن .
[ 2 ] استحقار ، خوار داشتن .
[ 3 ] در راه خدا بدهد .
[ 4 ] كار نيّت دارد ، مهم نيّت است .
[ 5 ] عزايم ( ج عزيمت ) ، افسونها ، دعاها .
[ 6 ] بطر ، دنه گرفتن ، تكبر ، سرگشتگى .
[ 7 ] فرمان يافتن ، در گذشتن .