تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
و از بزرگان صحابه يكى مىگويد كه « نخواهم كه هر روز هزار دينار از حلال كسب كنم و اندر راه حق - تعالى - نفقه كنم ، اگر چه بدان از نماز جماعت و روزه باز نمانم . » گفتند : « چرا ؟ » گفت : « تا اندر موقف سؤال و جواب مرا نگويند كه بندهء من از كجا آوردى و به چه نفقه كردى . كه طاقت سؤال ندارم و آن حساب . » و رسول ( ص ) گفت : « مردى را بياورند روز قيامت كه مالى از حرام كسب كرده باشد و به حرام خرج كرده و به دوزخ برند ، و ديگرى بياورند كه مال از حرام جمع كرده باشد و به حلال خرج كرده و به دوزخ فرستند ، و ديگرى را بياورند كه مال از حلال كسب كرده باشد و به حرام نفقه كرده ، و به دوزخ برند ، پس چهارم را بياورند كه از حلال كسب كرده باشد و به حلال و به حق خرج كرده ، گويند : اين را بداريد كه اندر طلب اين مال تقصيرى كرده بود ، اندر طهارتى يا اندر نمازى يا اندر ركوعى يا اندر سجودى ، و نه به وقت خويش و نه به شرط خويش كرده باشد . گويد : يا رب ، از حلال كسب كردم و به حق خرج كردم و اندر هيچ فريضه تقصير نكردم ، گويد : باشد كه [ 1 ] جامهء ابريشمين و اسب و تجمل داشته باشى و بر سبيل فخر و بارنامه [ 2 ] بخراميده باشى . گويد : بار خدايا اندر هيچ فريضه تقصير نكردم و بدين مال تفاخر نكردم ، گويد : باشد كه اندر حق يتيمى يا مسكينى يا همسايه‌اى يا خويشى تقصير كرده باشى . گويد : بار خدايا از حلال به دست آوردم و به حق خرج كرده‌ام و اندر فرائض تقصير نكرده‌ام ، و بدين مال فخر نكردم ، و اندر حق كسى تقصير نكردم ، پس اين همه بيايند و اندر وى آويزند و گويند كه بار خدايا وى را اندر ميان ما مال دادى و نعمت ، وى را از حق ما بپرس . از يك يك بپرسند ، اگر هيچ تقصير نكرده باشد ، گويند : بايست و شكر اين نعمت بيار ، و بهر لقمه كه بخوردى و بهر لذّتى كه يافتى ، شكر آن بيار ، همچنين همىپرسند و همىپرسند . »
هامش
[ 1 ] باشد كه شايد كه . [ 2 ] بارنامه كردن ، لاف زدن ، نمايش اسباب تجمل و تفاخر .