اما چون واجب شرع و مروّت بدادى و مال بسيار بماند ، طلب ثواب آخرت به صدقات مهم است . و نگاهداشت مال از بهر نوايب روزگار نيز مهم است ، و لكن تقديم اين [ 1 ] بر غرض ثواب بخل است نزديك بزرگان و نزديك عوام بخل نيست . چه نظر عوام بيشتر بر دنيا مقصور بود . و اين به نظر هر كسى بگردد .
پس اگر بر واجب شرع و مروّت اقتصار كند ، از بخل خلاص يافت .
و لكن درجهء سخا آنگاه يابد كه بر اين بيفزايد ، به چندانكه بيفزايد وى را اندر سخاوت درجه پديد آيد ، و ثواب اين بيابد - اگر اندك باشد و اگر بسيار - هر كسى بر مقدار خويش . و سخى آن وقت بود كه دادن بر وى دشوار نبود . و چون به تكلّف [ 2 ] دهد سخى نبود . و اگر ثنا و شكر و مكافات چشم دارد سخى نبود . و جواد و سخى به حقيقت آن بود كه بىغرض دهد . و اين از آدمى محال بود ، بلكه اين صفت حق - تعالى - است ، لكن چون آدمى به ثواب آخرت و نام نيكو كفايت كند ، وى را به مجاز سخى گويند ، كه اندر حال ، عوضى طلب نمىكند . سخا اندر دنيا اين باشد .
امّا سخا اندر دين آن باشد كه باك ندارد كه جان فدا كند اندر دوستى حق - تعالى - و هيچ عوض چشم ندارد اندر آخرت ، و لكن دوستى حق - تعالى - خود باعث [ 3 ] وى بود و بس . و فدا كردن خود عين غرض باشد و لذّت وى بود ، چون چيزى چشم دارد ، معاوضت بود نه سخاوت .
پيدا كردن علاج بخل
بدان كه اين علاج هم مركّب است از علم و عمل :
و علم آن است كه اول ، سبب بخل بشناسى ،
كه هر بيمارى كه سبب وى ندانى علاج نتوان كرد . و سبب وى دوستى شهوتهاست - كه
هامش
[ 1 ] نگاهداشت مال از بهر نوايب .
[ 2 ] به تكلف ، به رنج و زحمت ، با سختى .
[ 3 ] باعث ، انگيزه .