تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

پيدا كردن ثواب ايثار

بدان كه ايثار از سخا عظيم‌تر است كه سخى آن باشد كه آنچه بدان محتاج نباشد بدهد ، و ايثار آن بود كه باز آنكه [ 1 ] محتاج باشد ، به حاجت ديگرى صرف كند . و چنان كه كمال سخاوت آن باشد كه با آنكه محتاج بود بدهد ، كمال بخل آن باشد كه با حاجت مهم از خويش دريغ دارد ، تا اگر بيمار شود خود را علاج نكند . و اندر دل وى آرزوها بود ، منتظر همىباشد تا از كسى بخواهد ، و از مال خويش بنتواند خريد . و فضل ايثار عظيم است ، و حق - تعالى - بر انصار بدين ثنا گفت :
وَ يُؤثِرونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ
[ 2 ] . و رسول ( ص ) گفت : « هر كه چيزى يابد و بدان آرزومند باشد ، و آرزوى خويش اندر باقى كند [ 3 ] و بدهد ، حق - تعالى - وى را بيامرزد . » و عايشه ( رض ) گويد : « اندر خانهء رسول ( ص ) هرگز سه روز دمادم [ 4 ] سير نخورديم ، و توانستيم كه بخوريم و لكن ايثار كرديم . » رسول ( ص ) را ميهمانى فرا رسيد و اندر خانه وى هيچ چيز نبود ، يكى از انصار آمد ، وى را به خانهء خويش برد و طعام اندك داشت ، چراغ بكشتند به بهانه‌اى و طعام پيش مهمان بنهادند ، وى و عيال وى دست مىآوردند و مىبردند و نمىخوردند ، تا ميهمان بارى سير بخورد . ديگر روز رسول ( ص ) انصارى را گفت : « خداى - عزّ و جلّ - عجب داشت از آن خلق و سخاى شما با آن مهمان ، و اين آيت فرود آمد :
وَ يُؤثِرونَ عَلى انْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ
« 1 » » و موسى ( ع ) گفت : « يا رب ، منزلت محمد ( ص ) فرا من نماى . » گفت : « طاقت آن ندارى ، و لكن از درجات وى يكى فرا تو نمايم » ، چون فرا نمود بيم آن بود كه از نور و عظمت آن مدهوش شود و گفت : « بار خدايا اين به چه يافت ؟ » گفت : « به ايثار يا موسى . هيچ بنده اندر عمر خويش يك بار
هامش
[ 1 ] با آنكه . [ 2 ] ( قرآن ، 59 - 9 ) ، بر خود بر مىگزينند ( ايشان را ) هر چند كه باشد در خود ايشان تنگدستى و پريشانى . [ 3 ] در باقى كردن ، ترك كردن . [ 4 ] متوالى . ( 1 ) ( قرآن ، 59 - 9 ) ، ح 2 همين صفحه .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 173 | الغزالي