من . » گفت : « گناه تو عظيمتر است يا آسمانها ؟ » گفت : « گناه من . » گفت : « گناه تو عظيمتر است يا عرش ؟ » گفت : « گناه من . » گفت : « گناه تو عظيمتر است يا حق - تعالى - ؟ » گفت : « حق - تعالى . » گفت ( ص ) :
« پس بگوى كه چيست ؟ » گفت : « يا رسول اللّه ! من مال بسيار دارم و چون سائل از دور پديدار آيد ، پندارم آتشى آمد كه اندر من افتد . » رسول ( ص ) گفت : « دورباش از من ، تا مرا به آتش خود نسوزى . بدان خداى كه مرا به راستى فرستاد كه اگر ميان ركن و مقام هزار سال نماز كنى و چندان بگريى تا از آب چشم تو جويها برود و درختان برويد ، و آنگاه بر بخيلى بميرى ، جاى تو جز دوزخ نبود . و بخل بخيل از كفر است . و كفر در آتش است .
ويحك [ 1 ] ! نشنيدى كه حق - تعالى - مىگويد :
وَ مَنْ يَبْخَلْ فَانّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ
[ 2 ] ،
وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
« 1 » . » و كعب همىگويد : « هر روز بر هر كسى دو فرشته موكّلاند ، منادى مىكنند : يا رب اگر مال نگاه دارد بر وى تلف كن ، و اگر نفقه كند خلف [ 3 ] ده ، » بو حنيفه ( ره ) گويد : « من بخيل را تعديل نكنم و گواهى وى نشنوم كه [ 4 ] بخل وى را بر آن دارد كه استقصا كند [ 5 ] ، و زيادت از حق خويش طلب كند و بستاند . » و يحيى بن زكريّا ( ع ) ابليس را ديد ، گفت : « كيست كه وى را دشمنتر دارى ، و كيست كه وى را دوستتر دارى ؟ » گفت : « پارساى بخيل را دوستتر دارم كه جان همىكند و طاعت همىكند ، و بخل وى آن را حبطه [ 7 ] مىكند ، و فاسق سخى را دشمنتر دارم كه خوش همىخورد و همىزيد ، و همىترسم كه خداى - تعالى - به سبب سخاوت بر وى رحمت كند ، و وى را توبه دهد . »
هامش
[ 1 ] واى بر تو .
[ 2 ] ( قرآن ، 47 - 38 ) ، و هر كه بخل بورزد ، همانا بخل مىورزد بر جان خويشتن .
[ 3 ] خلف ، عوض .
[ 4 ] كه ، زيرا .
[ 5 ] استقصا كردن ، كوشش زياد كردن ، موشكافى كردن .
[ 6 ] حبطه ، باطل .
( 1 ) ( قرآن ، 59 - 9 ) .