تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
شيطان با وى همىگويد كه « زندگانى دراز بكشد [ 1 ] ، و فردا چيز به دست نيايد : امروز بجد باش اندر طلب ، و هيچ آرام مگير ، و از هر كجا كه باشد طلب كن . »
الشَّيطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ
[ 2 ] ، خواهد [ 3 ] كه تو را از بيم رنج درويشى فردا ، امروز به نقد اندر رنج دارد و به صورت درويشان دارد و بر تو همىخندد ، كه فردا خود باشد [ 4 ] كه نيايد ، و اگر بيايد رنج آن بيش از آن نخواهد بود كه امروز به نقد خويشتن اندر آن افكنده‌اى . و حذر از اين بدان باشد كه بداند كه روزى [ 5 ] به سبب حرص پديدار نيايد ، لكن روزى مقدّر است : لا بد برسد . رسول ( ص ) به ابن مسعود بگذشت ، وى را سخت اندوهگن ديد ، گفت : « اندوه بسيار بر دل منه كه هر چه تقدير كرده‌اند بباشد و هر چه روزى تو است لا بد به تو رسد . و بايد كه بدانى كه روزى بنده بيشتر از جايى بود كه نبيوسى [ 6 ] ، كه حق - تعالى - مىگويد :
وَ مَنْ يَتَّقِ اللّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً ، وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ
[ 7 ] . هر كه پرهيزگار بود روزى وى از جايى بود كه نبيوسد . و سفيان ثورى ( رض ) گويد « پرهيزگار باش كه هرگز هيچ پرهيزگار از گرسنگى بنميرد . » يعنى كه حق - تعالى - دل خلق بر وى چنان مشفق گرداند كه ناخواسته كفايت وى به دو همىبرند . و بو حازم ( رض ) گويد : « هر چه هست دو قسم است : آنچه روزى من است به من رسد بىتعجيل ، و آنچه روزى ديگرى است به جهد همه اهل آسمان و زمين به من نرسد . پس بىقرارى من اندر طلب به چه كار آيد ؟ »

علاج سيم آنكه بداند كه اگر طمع نكند و صبر كند ، رنجور شود ،

و لكن اگر
هامش
[ 1 ] عمر طولانى مىشود . [ 2 ] ( قرآن ، 2 - 268 ) ، شيطان است كه شما را وعدهء درويشى مىدهد و امر مىكند شما را به بخل . [ 3 ] شيطان . [ 4 ] ممكن است ، خود چه بسا . [ 5 ] رزق . [ 6 ] نبيوسى ( از « بيوسيدن » ) ، مترصد نيستى . [ 7 ] ( قرآن ، 65 - 2 و 3 ) ، هر كه پرهيزگار باشد خداوند او را مخرج سازد ( از تنگى ) و روزى دهد او را از جايى كه نبيوسد .