سعادت عكس اين بود : بايد كه هميشه اندر دين اندر بزرگان نظر كنى تا خويشتن مقصّر بينى ، و اندر دنيا اندر درويشان نظر كنى تا خويشتن توانگر بينى .
پيدا كردن فضل و ثواب سخاوت
بدان كه هر كه مال ندارد بايد كه حال وى قناعت بود نه حرص ، و چون مال دارد حال وى بايد كه سخاوت بود نه بخل . و رسول ( ص ) گفت :
« سخاوت درختى است اندر بهشت ، هر كه سخى باشد دست اندر شاخ وى زده باشد : همىبرد وى را تا بهشت ، و بخل درختى است اندر دوزخ ، هر كه بخيل بود دست اندر شاخ آن زده دارد : همىبرد وى را تا به دوزخ . » و گفت :
« دو خلق است كه حق - تعالى - آن را دوست دارد : سخاوت و خوى نيكو ، و دو خلق است كه حق - تعالى - آن را دشمن دارد : بخيلى و خوى بد . » و گفت : « خداى - تعالى - هيچ ولى نيافريد الّا سخى و نيكوخوى . » و گفت :
« گناه سخى فرا گذارند ، كه هرگاه كه وى را عثرتى [ 1 ] افتد دستگير وى حق - تعالى - باشد . » و رسول ( ص ) قومى را اندر غزا اسير گرفت ، همه را بكشت ، مگر يك تن را . على ( رض ) گفت : « همه را دين يكى است و گناه يكى و خداى يكى ، چرا اين يك تن را نكشتى ؟ » گفت : « جبريل بيامد و مرا خبر داد كه وى را مكش كه وى سخى است ، » رسول ( ص ) گفت : « طعام فراخ دل داروست ، و طعام بخيل علت [ 2 ] است . » و گفت : « سخى نزديك است به حق - تعالى - و نزديك است به بهشت و نزديك است به مردمان ، و دور است از دوزخ ، و بخيل دور است از خداى - تعالى - و دور است از بهشت و دور است از مردمان ، و نزديك است به دوزخ . و جاهل سخى را خداى - تعالى - دوستتر دارد از عابد بخيل . و بترين علتها بخيلى است . » و گفت : « ابدال امّت من اندر بهشت رسيدند نه به نماز و به روزه ، و لكن به سخاوت و پاكى
هامش
[ 1 ] عثرت ، لغزش ، زلّت .
[ 2 ] علت ، درد ، بيمارى .