تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
مشغول بود . و واديهاى انديشهء اهل دنيا را نهايت نيست . و هر كه خواهد كه با دنيا باشد و فارغ بود ، همچون كسى بود كه خواهد كه در آب شود و تر نشود . و اين است فوائد و آفات مال . چون زيركان اندر اين نگاه كردند بدانستند كه قدر كفايت از وى [ 1 ] ترياق است و زيادت از آن زهر است . و رسول ( ص ) اهل بيت خويش را اين خواست و مختصر بگفت كه « هر كه از كفايت خود زيادت فرا گرفت ، هلاك شد و نمىداند . » اما به‌يك‌بار بر انداختن تا هيچ چيز نماند و به حاجت دل مشغول مىباشد ، اين مكروه است اندر شرع ، چنان كه رسول ( ص ) گفت اين آيت كه در قرآن است :
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً الى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ البَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً .
[ 2 ]

پيدا كردن آفت طمع و حرص و فايدهء قناعت

بدان كه طمع از جملهء اخلاق مذموم است . و بيرون از [ 3 ] مذلّت - كه اندر حال نقد باشد - و از خجلت - كه به آخر كار باشد - چون طمع برنيايد [ 4 ] ، بسيار اخلاق از وى تولّد كند ، كه هر كه به كسى طمع كرد با وى مداهنت كند و نفاق ورزد و عبادات به ريا كند و بر استخفاف وى صبر كند و اندر باطل با وى مساعدت كند . و آدمى را حريص آفريده‌اند كه بدانچه دارد هرگز قناعت نكند ، و جز به قناعت از حرص و طمع نرهد . رسول ( ص ) مىگويد : « اگر آدمى را دو وادى پرزر بود ، سوم وادى خواهد ، و جز خاك اندرون آدمى را پر نگرداند ، و هر كه توبه كند خداى - تعالى - وى را توبه دهد . » و گفت ( ص ) : « همه چيزى از آدمى [ 5 ] پر گردد مگر
هامش
[ 1 ] از مال . [ 2 ] ( قرآن ، 17 - 29 ) ، و دست خويش با گردن خويش مبند و به گزاف فرومگشاى از همه روى ، كه بنشينى و بمانى نكوهيده در قسمت ، درمانده از نفقه . [ 3 ] سواى . . . [ 4 ] بر آورده نشود ، ارضا نشود . [ 5 ] از آن آدمى .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 160 | الغزالي