بود از اعمال كه به تن كنند .
نوع سوم آن بود كه به كسى معيّن ندهد و لكن خيرات عام كند ،
چون پول [ 1 ] و رباط و مسجد و بيمارستان و وقف بر درويشان و غير آن . اين خيرات عام بود و روزگار دراز بماند و دعا و بركات آن پس از مرگ به وى همىرسد . و اين نيز جز به مال نتوان كرد . اين است فوائد مال اندر دين .
اما اندر دنيا فوائد وى پوشيده نيست ، كه بدان عزيز و مكرّم بود و از خلق بىنياز باشد و خلق به وى حاجتمند باشند و دوستان بسيار و برادران بدان به دست توان آورد و اندر دل همگنان محبوب باشد و به چشم حقارت به وى ننگرند و امثال اين .
امّا آفات مال بعضى دنيايى است و بعضى دينى .
امّا دينى سه نوع است .
نوع اول آنكه راه معصيت و فسق بر وى آسان بكند .
و شهوات اندر باطن آدمى خود متقاضى معاصى است ، و لكن عجز يكى از اسباب عصمت است :
چون قدرت پديد آيد ، اگر اندر معصيت افتد هلاك شود و اگر صبر كند در محنت افتد ، كه صبر با قدرت دشوارتر بود .
نوع دوم آنكه اگر مرد اندر دين قوى باشد و از معصيت خويشتن نگاه دارد ، از تنعّم اندر مباحات خويشتن نگاه نتواند داشت .
و كه را اين توانايى باشد كه با قدرت توانگرى [ 2 ] نان جوين خورد و جامهء درشت پوشد - چنان كه سليمان ( ع ) همىكرد اندر مملكت خويش ؟ و اين كس چون اندر تنعّم افتد ، تن بر آن راست بايستد : باز آن [ 3 ] صبر نتواند كرد و دنيا بهشت وى شود ، مرگ را كاره
هامش
[ 1 ] پول ( فول ) ، پل .
[ 2 ] با همهء توانگرى .
[ 3 ] با آن ، با وجود آن عادت .