تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
باشد ، و هميشه اسباب تنعّم از حلال به دست نتواند آورد ، از شبهات به دست آوردن گيرد ، و بىقوّت سلاطين به دست نتواند آورد ، اندر مداهنه و ريا و نفاق و دروغ و خدمت ايشان افتد ، و چون بديشان نزديك شود اندر خطر قصد و كراهيت ايشان بود ، و چون مقرّب گردد وى را حسد كنند و دشمنان پديدار آيند كه قصد وى كنند و وى را برنجانند ، وى نيز اندر مكافات به عداوت برخيزد و منافسه و محاسده پديدار آيد ، و اين اخلاق سبب همه معصيتهاست كه از اين دروغ و غيبت و بد خواستن خلق و جمله معاصى دل و زبان پديد آيد . و معنى اين ، كه دوستى دنيا سر همه گناهان است ، اين است ، كه [ 1 ] اين همه شاخه‌ها و فروع وى است . و اين نه يك آفت است و نه ده و نه صد ، بلكه خود اندر عدد نيايد [ 2 ] ، بلكه هاويه‌اى است كه بن ندارد ، چنان كه هاويهء دوزخ كه براى اين قوم آفريده‌اند .

نوع سوم و از اين هيچ كس نجهد الّا من عصمه اللّه ،

آنكه اگر چه معصيت نكند و تنعّم نكند و از شبهات دور باشد و راه ورع به حقيقت نگاه دارد تا از حلال ستاند و به حق بدهد ، به نگاهداشت آن دل مشغول باشد و آن دل‌مشغولى وى را از ذكر خداى - تعالى - و فكر اندر جلال و عظمت وى همىبازدارد ، كه سرّ و لباب همه عبادتها آن است كه ذكر حق - تعالى - بر وى غالب شود ، چنان كه انس به وى [ 3 ] تمام شود ، و بدان از هر چه جز وى [ 4 ] است مستغنى گردد ، و اين دلى فارغ خواهد كه به هيچ چيز ديگر مشغول نباشد . و مال‌دار اگر ضياع دارد بيشتر اوقات اندر انديشهء عمارت آن و خصومت شركا و گزاردن خراج و محاسبهء برزيگران و حياطت ايشان بود ، و اگر تجارت دارد اندر خصومت هنباز و تقصير وى و تدبير سفر كردن و معاملتى طلب كردن كه سود آن بسيار باشد مشغول بود ، و اگر گوسفند دارد همچنين . و هيچ مال بىمشغله‌تر از آن نبود كه به مثل گنجى دارد اندر زير زمين و به قدر حاجت خرج مىكند ، هميشه به نگاهداشت آن و بيم آنكه از وى ببرند و طمع كنند بدان
هامش
[ 1 ] كه در نتيجه . [ 2 ] به شمار نيايد . [ 3 ] خداى ، تعالى . [ 4 ] خداى ، تعالى .