تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
الْوَصيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْاقْرَبينَ بِالمَعْروفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقينَ
[ 1 ] . رسول ( ص ) گفته است : « نيك چيزى است مال شايسته مرد شايسته را . » و رسول ( ص ) گفت : كاد الفقر ان يكون كفرا . بيم آن است كه درويشى به كفر ادا كند [ 2 ] . و سبب آن است كه چون كسى خويشتن را اندر مانده و حاجتمند يك نان همىبيند و اندر آن جان مىكند و فرزندان و اهل خويش را رنجور همىبيند و در دنيا نعمتهاى بسيار همىبيند ، شيطان با وى گويد : « اين چه عدل است و اين چه انصاف است كه از خداى - تعالى - همىبينى ؟ و اين چه قسمت ناهموار است كه كرده است كه فاسقى و ظالمى را چندان داده است كه نداند كه چه دارد و چه كند ، و بيچاره‌اى را از گرسنگى هلاك مىكند و يك درم نمىدهد . اگر حاجت تو نمىداند ، خود اندر علم خلل است ، و اگر همىداند و نمىتواند ، در قدرت خلل است ، و اگر همىداند و همىتواند و نمىدهد ، اندر جود و رحمت خلل است ، و اگر براى آن نمىدهد تا اندر آخرت ثواب دهد : بىرنج و گرسنگى ثواب تواند داد ، چرا نمىدهد ، و اگر نمىتواند داد خود قدرت به كمال نيست . اما باز اين جمله [ 3 ] اعتقاد كردن كه وى رحيم است و جواد است و كريم است و همه عالم را در رنج مىدارد و خزانهء وى پرنعمت است و نمىدهد ، اين دشوار بود . » و شيطان آنجا راه وسوسه يابد و مسئلهء قدر كه سرّ آن بر همه پوشيده است فرا پيش وى دارد ، تا باشد كه اين خشم بر وى غالب شود و فلك را و روزگار را دشنام دادن گيرد ، و گويد : « فلك خرف شده است و روزگار نگونسار شده است و نعمت همه به نامستحقان مىدهد و ناكسان . » و اگر با وى گويند كه « اين فلك و روزگار مسخّر است در قدرت حق - تعالى . » اگر گويد : « نيست . » كافر گردد و اگر گويد : « هست . » پس خداى را جفا گفته باشد ، و اين نيز كفر بود . و بدين گفت رسول ( ص ) : لا تسبّوا الدّهر فانّ اللّه هو الدّهر - دهر را
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 2 - 180 ) ، [ نبشته شد بر شما چون به يكى از شما مرگ آيد ] - اگر بماند خواسته‌اى - اندرز كردن مادر و پدر را و نزديكان را به نيكويى كردن ، نبشته آمد بسزا بر پرهيزگاران . [ 2 ] منجر شود . [ 3 ] با اين همه .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 153 | الغزالي