سيم عزيز نداشت كه نه حق - تعالى - وى را خوار و ذليل بكرد . » اندر آثار است كه اوّل كه درم و دينار بزدند نزديك ابليس بردند ، آن را برگرفت و بر چشم ماليد و بوسه همىداد ، گفت : « هر كه تو را دوست دارد بندهء من است ، حقا . » يحيى معاذ ( ره ) گويد : « درم و دينار كژدم است : دست به وى مبر تا [ 1 ] افسون وى نياموزى ، و اگر نه زهر وى تو را هلاك كند . » گفتند : « افسون وى كدام است ؟ » گفت : « آنكه دخل از حلال بود و خرج به حق بود . » مسلمة بن عبد الملك در نزديك عمر بن عبد العزيز شد وقت وفات وى ، گفت : « يا امير المؤمنين ، كارى بكردى كه هيچ كس نكرده است ، سيزده فرزند دارى و ايشان را هيچ درمى و دينارى بنگذاشتى . » گفت : « مرا باز نشانيد . » باز نشاندند . گفت : « هيچ ملك ايشان به ديگرى ندادم و هيچ ملك ديگران بديشان ندادم ، و فرزند من يا شايسته و مطيع باشد يا ناشايسته : آنكه شايسته و مطيع خداى بود ، خداى او را بسنده است
وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصّالحين
[ 2 ] ، و آنكه ناشايسته بود به هر صفت كه اوفتد باك ندارم . » و محمّد بن كعب القرظى ( ره ) مال بسيار يافت . گفتند : « براى فرزندان بگذار . » گفت : « نه ، كه اين براى خويشتن بگذارم نزد حق - تعالى ، و خداى - تعالى - براى فرزندان بگذارم تا ايشان را نيكو دارد . » و يحيى بن معاذ گفت : « دو مصيبت بود مالدار را به وقت مرگ كه هيچ كس را آن نيست : آنكه مال همه از وى فراستانند ، و وى را به همه بگيرند و بپرسند [ 3 ] . »
فصل [ راه ستودنى بودن مال ]
و بدان كه مال هر چند نكوهيده است به وجوه ، ستوده است نيز از وجهى ، كه اندر وى هم شر است و هم خير . و از اين است كه خداى - تعالى - وى را خير خوانده است در قرآن و گفته :
انْ تَرَكَ خَيْراً
هامش
[ 1 ] تا ، تا وقتى كه .
[ 2 ] ( قرآن ، 7 - 196 ) ، و اوست كارپذير و كارساز نيكان .
[ 3 ] وى به همهء مال خود مأخوذ هم هست ، جوابگوى حلال و حرام بودن مال خود نيز هست . در « ترجمهء احياء » : و از كل مال او را بپرسند . ( ربع مهلكات ، ص 643 ) .