سير نخورد ، و آنچه اوميد داشت بدان نرسيد ، و زاد آخرت چنان كه بايست نساخت [ 1 ] . » محمد بن المنكدر ( رض ) گويد : « اگر كسى همه عمر ، روز به روزه بود و شب به نماز بود و فريضهء حج و غزا بگزارد و روز قيامت وى را گويند كه اين آن است كه دنيا را كه حق - تعالى - حقير كرده بود عظيم داشت ، حال وى چگونه بود ؟ و كيست از ما كه نه چنين است باز آنكه گناه بسيار داريم و اندر فرائض مقصّريم ؟ » و گفتهاند : « دنيا سراى ويران است ، و ويرانتر از آن دل كسى است كه به طلب وى مشغول است ، و بهشت سراى آبادان است و آبادانتر از آن دل كسى است كه به طلب وى مشغول است . » إبراهيم ادهم ( ره ) يكى را گفت : « درمى در خواب دوستتر دارى يا دينارى در بيدارى ؟ » گفت : « دينارى اندر بيدارى . » گفت : « دروغ مىگويى ، كه دنيا خواب است و آخرت بيدارى و تو آنچه اندر دنياست دوستتر دارى . » يحيى معاد ( ره ) گويد : « عاقل آن بود كه سه كار بكند : دنيا دست بدارد پيش از آنكه دنيا دست از وى بدارد ، و عمارت [ 2 ] گور كند پيش از آنكه به گور شود ، و حق - تعالى - را خشنود كند پيش از آنكه بر وى رسد . » و گفت : « شومى دنيا بدان درجه است كه آرزوى آن از خداى مشغول كند [ 3 ] ، تا به يافت وى چه رسد [ 4 ] ؟ » بكر بن عبد اللّه ( رض ) گويد : « هر كه خود را به دنيا [ 5 ] از دنيا بىنياز كند ، چون كسى بود كه خواهد كه آتش فروكشد و هيمهء خشك به وى مىاندازد . » و على ( رض ) گفت : « دنيا شش چيز است : خوردنى و آشاميدنى و پوشيدنى و بوييدنى و برنشستنى و به نكاح بخواستنى . و شريفترين خوردنيها انگبين است ، و آن آب دهان مگسى است ، و شريفترين آشاميدنى آب است ، و همه جهان و جهانيان اندر آن برابرند ، و شريفترين پوشيدنيها حرير است و آن بافتهء كرمى است ، و شريفترين بوييدنيها مشك است و آن خون آهوست ، و شريفترين برنشستنيها اسب
هامش
[ 1 ] تدارك نديد ، آماده نكرد .
[ 2 ] عمارت ، آبادانى .
[ 3 ] ( « مشغول كردن از » ، پرداختن دل از . . . ، مقابل « مشغول كردن به . . . » ، پرداختن دل به . . . ) از خدا به خود ( به دنيا ) مشغول كند .
[ 4 ] تا چه رسد به يافتن دنيا .
[ 5 ] با دنيا ، وسيلهء دنيا .