و اين معنى بايد كه والى و غير والى بر خويشتن تقدير مىكند و بر دل خود تازه مىدارد تا بر وى آسان بود روزى چند صبر كردن از شهوات دنيا و شفقت بردن بر رعيّت و نيكو داشتن بندگان خداى را - تعالى - و خليفتى خداى به جاى آوردن . چون اين بدانست بايد كه به ولايت داشتن مشغول شود بر آن وجه كه فرمودهاند ، نه بر آن وجه كه صلاح دنيايى وى [ 1 ] باشد ، كه هيچ عبادت و قربت نزديك خداى - تعالى - بزرگتر از ولايت داشتن با عدل نيست .
رسول ( ص ) مىگويد : « يك روز عدل از سلطان عادل ، فاضلتر از عبادت شصتساله بر دوام . » و از آن هفت كس كه در خبر است كه « روز قيامت در سايهء حق - تعالى - باشند » اول سلطان عادل است . و گفت : « سلطان عادل را هر روز عمل شصت صدّيق مجتهد در عبادت رفع كنند [ 2 ] و به آسمان برند . » و گفت : « دوستترين و نزديكترين به خداى - تعالى - امام عادل است و دشمنترين و معذبترين امام جائر است . » و گفت : « بدان خداى كه نفس محمّد در قبضهء قدرت وى است كه هر روزى والى عادل را چندان عمل رفع كنند [ 3 ] كه عمل جملهء رعيّت وى باشد ، و هر نمازى از آن وى به هفتاد هزار نماز برآيد . » پس چون چنين باشد چه غنيمت بود بيش از آنكه خداى - تعالى - كسى را منصب ولايت دهد تا يك ساعت وى به عمر ديگرى برآيد [ 4 ] . و چون كسى حق اين نعمت نشناسد و به ظلم و هواى خود مشغول بود ، معلوم باشد كه مستحق مقت [ 5 ] بود .
و اين عدل بدان راست آيد كه ده قاعده نگاه دارد :
قاعدهء اول آنكه در هر واقعهاى كه پيش آيد تقدير كند كه وى رعيت است و ديگرى والى :
هر چه خود را نپسندد ، ديگر مسلمانان را نپسندد ، و اگر پسندد غش و خيانت كرده باشد در ولايت خود . روز بدر رسول ( ص ) در سايه نشسته - بود جبريل ( ع ) بيامد و گفت : « تو در سايه و اصحاب در آفتاب ! » بدين قدر فرق ، با وى عتاب كردند .
هامش
[ 1 ] نسخه بدل : « صلاح دين وى . »
[ 2 ] رفع كردن ، برداشتن ، گزارش كردن .
[ 3 ] رفع كردن ، برداشتن ، گزارش كردن .
[ 4 ] برابر يك عمر ديگران باشد .
[ 5 ] مقت ، دشمنى .