تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥

اصل دهم - در رعيت داشتن و ولايت راندن

بدان كه ولايت داشتن كارى بزرگ است ، و خلافت خداى - تعالى - است اندر زمين - چون بر سبيل عدل رود - و چون از شفقت و عدل خالى باشد خلافت ابليس بود ، كه هيچ سبب فساد را عظيم‌تر از ظلم والى نيست . و اصل ولايت داشتن علم و عمل است . و علم ولايت داشتن دراز است . اما عنوان آن علمها آن است كه والى بايد كه بداند كه وى را بدين عالم براى چه آورده‌اند ، و قرارگاه وى چيست ، و دنيا منزلگاه وى است نه قرارگاه ، و وى بر صورت مسافرى است كه رحم مادر بدايت منزل وى است و لحد نهايت منزل ، و وطن وراى آن است ، و هر سالى و هر ماهى و هر روزى كه مىگذرد از عمر وى ، چون مرحله‌اى است كه بدان نزديكتر مىشود به قرارگاه خويش ، و هر كه را بر قنطره [ 1 ] گذر بود چون به عمارت قنطره روزگار ببرد [ 2 ] و منزل فراموش كند بىعقل بود ، بلكه عاقل آن بود كه در منزل دنيا جز به طلب زاد راه مشغول نشود ، و از دنيا به - مقدار حاجت و ضرورت كفايت كند ، و هر چه بيش از آن بود همه زهر قاتل
هامش
[ 1 ] قنطره ، پل . [ 2 ] روزگار بردن ، صرف عمر كردن .