و اسراف كردن از منكرات است . و منكرات ديگر هست كه در كتاب طهارت گفتهايم .
منكرات مهمانى
فرش ابريشمين و مجمره و گلابزن سيمين و زرين و غاليهدان و پردههاى آويخته كه بر وى صورت بود - اما صورت بر فراش و بالش روا بود - و مجمره بر صورت حيوان منكر بود . امّا سماع رود و نظارهء زنان جوان در مردان جوان خود تخم فساد بود ، و حسبت بر اين همه واجب آيد ، اگر نتواند واجب بود كه بيرون آيد . احمد حنبل براى سرمهدان سيمين كه بديد برخاست و بيرون شد . همچنين اگر در مهمانى مردى بود كه جامهء ديبا دارد يا انگشترى زرين ، نشايد آنجا نشستن . و اگر كودكى مميّز جامهء ابريشمين دارد هم نشايد نشست - كه اين [ 1 ] حرام است بر ذكور امّت چنان كه خمر حرام است ، و نيز چون خو فرا كند شره آن پس از بلوغ در وى بماند - اما چون مميّز نبود و لذّت آن در نيابد مكروه بود ، و ليكن همانا كه بر درجهء تحريم نرسد . و اگر در ميهمانى مسخرهاى باشد كه مردمان را به فحش [ 2 ] و دروغ به - خنده آورد نشايد با وى نشستن .
و تفصيل منكرات دراز بود . و چون اين بشناختى منكرات مدارس و خانگاهها و مجلس حكم و ديوان سلطان و غير آن بر اين قياس كن .
هامش
[ 1 ] جامهء ابريشمين .
[ 2 ] فحش ، ناسزا .