تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
جويد به ناخشنودى خلق ، حق - تعالى - از وى خشنود شود و خلق را نيز از وى خشنود گرداند ، و هر كه خشنودى خلق جويد به ناخشنودى حق - تعالى ، خداى - تعالى - از وى ناخشنود شود و خلق را نيز از وى ناخشنود كند . »

قاعدهء هفتم آنكه بداند كه خطر ولايت داشتن صعب است

و كار خلق خداى - تعالى - تقلّد كردن عظيم است ، و هر كه توفيق يافت كه بدان قيام كند سعادتى يافت كه وراى آن هيچ سعادت نبود ، و اگر تقصير كند به شقاوتى افتد كه وراى آن هيچ شقاوت چنان نباشد . ابن عباس ( رض ) مىگويد : « يك روز رسول ( ص ) را ديدم كه مىآمد و حلقهء در كعبه بگرفت و در خانه قومى بودند از قريش ، پس گفت : ائمه و سلاطين از قريش باشند ، تا سه كار به جاى آورند . يكى آنكه چون از ايشان رحمت خواهند رحمت كنند ، و چون حكم خواهند عدل كنند ، و آنچه بگويند بكنند ، و هر كه اين نكند لعنت خداى و فريشتگان و جمله مردمان بر وى باد ! و خداى - تعالى - از وى نه فريضه پذيرد و نه سنّت . ، » پس نگاه كن كه چگونه عظيم كارى باشد كه به سبب آن هيچ عبادت قبول نكنند - نه فريضه و نه سنت . و رسول ( ص ) گفت : « هر كه ميان دو كس حكم كند و ظلم كند ، لعنت خداى بر ظالمان باد ! » و گفت ( ص ) : « سه كس‌اند كه خداى - تعالى - روز قيامت به ايشان ننگرد : سلطان دروغزن و پير زانى و گداى گند آور - يعنى درويش متكبّر و لاف‌زن . » و گفت ( ص ) صحابه را : « زود بود كه جانب مشرق و مغرب فتح افتد و شما را گردد [ 1 ] ، همهء عاملان آن نواحى در آتش باشند الّا آنكه از خداى - تعالى - بپرهيزد و راه تقوى گيرد و امانت بگزارد . » و گفت : « هيچ بنده‌اى نيست كه خداى - تعالى - رعيتى را به دو سپارد و وى با ايشان غش كند و شفقت و نصيحت به جاى نيارد كه نه خداى - تعالى - بهشت بر وى حرام كند . »
هامش
[ 1 ] از آن شما گردد .