منكرات بازارها
آن بود كه بر خريده [ 1 ] دروغ گويند و عيب كالا پنهان دارند ، و ترازو و سنگ و چوب گز راست ندارند ، و در كالا غش كنند ، و چنگ و چغانه فروشند ، و صورت حيوانات فروشند براى كودكان در عيد ، و شمشير و سپر چوبين فروشند براى نوروز ، و بوق سفالين براى سده ، و كلاه و قباى ابريشمين فروشند براى جامهء مردان ، و جامهء رفوكرده و گازر شسته فروشند و فرا نمايند كه نو است - و همچنين هر چه در آن تلبيس بود - و مجمره و كوزه و دوات و اوانى سيم و زر فروشند و امثال اين .
و از اين چيزها بعضى حرام است و بعضى مكروه . اما صورت حيوان حرام است . اما آنچه براى سده و نوروز فروشند ، چون سپر و شمشير چوبين و بوق سفالين ، اين در نفس خود حرام نيست و ليكن اظهار شعار گبران حرام است و مخالف شرع است ، و هر چه براى آن كنند نشايد ، بلكه افراط كردن در آراستن بازارها به سبب نوروز و قطايف [ 2 ] بسيار كردن ، و تكلّفهاى نو افزودن براى نوروز نشايد ، بلكه نوروز و سده بايد كه مندرس شود و كسى نام آن نبرد ، تا [ 3 ] گروهى از سلف گفتهاند كه « نوروز روزه بايد داشت تا از آن طعامها خورده - نيايد و شب سده چراغ فرا نبايد گرفت تا اصلا آتش نبينند . » و محقّقان گفتهاند كه « روزه داشتن اين روز هم ذكر اين روز بود ، و نشايد كه نام اين روز برند به هيچ وجه ، بلكه با روزهاى ديگر برابر بايد داشت ، و شب سده همچنين ، چنان كه از وى نام و نشان نماند . »
منكرات شاهراهها
آن است كه استون در شاهراه بنهند و دكان كنند چنان كه راه تنگ شود ،
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : از منكرات كه در بازارها معتاد است دروغ در مرابحه است و پوشيدن عيب ( كالا ) .
[ 2 ] قطايف ( ج « قطيفه » ) ، نانى است ، اصل اين كلمه نام نوعى جامه است و آن دثار پرزدار معروفى است . ( از « ترجمهء مفاتيح العلوم خوارزمى » )
[ 3 ] حتى ، تا به - آنجا كه .