بازى كند منع واجب نكند - كه زنگيان در مسجد مدينه به حربه و درق [ 1 ] بازى مىكردند و عايشه ( رض ) نظاره مىكرد - و ليكن اگر بازيگاه گيرند منع بايد - كرد . و اگر كسى درزى كند يا چيزى نويسد كه اهل مسجد را از آن رنجى نباشد روا بود ، و ليكن اگر به دكان گيرد هميشه ، مكروه باشد .
اما كارى كه بدان سبب غلبه [ 2 ] در مسجد پديد آيد چون حكم كردن بر دوام و قباله نبشتن ، نشايد مگر گاهگاه كه حكمى فرارسد ، كه رسول ( ص ) گاهگاه حكم كرده است ، اما آن كار را [ 3 ] ننشسته است . اما آنكه گازران جامه در مسجد خشك كنند يا رنگرزان جامه رنگ كنند ، اين همه منكر است ، بلكه كسانى كه در مسجد مجلس كنند [ 4 ] و قصهها گويند كه در وى زيادت و نقصان باشد ، و از كتب حديث كه معتمد است بيرون بود ، ايشان را نيز بيرون بايد كرد ، كه سلف چنين كردهاند . اما كسانى [ 5 ] كه خويشتن بيارايند و شهوت بر ايشان غالب بود ، و سخنها به سجع گويند و سرودها مىگويند ، و زنان جوان در مجلس حاضر باشند ، اين كبائر بود و بيرون از مسجد نيز نشايد ، بلكه واعظ كسى بايد كه ظاهر وى به صلاح بود ، و زىّ و هيئت اهل دين و وقار دارد ، و به هر صفت كه بود نشايد كه زنان جوان و مردان جوان در مسجد بنشينند و ميان ايشان حايلى نباشد ، بلكه عايشه ( رض ) در روزگار خويش زنان را از مسجد منع كردى - و [ 6 ] در روزگار رسول ( ص ) ممنوع نبودند - و گفتى : « اگر رسول ( ص ) بديدى اكنون حال چيست منع كردى . » و از منكرات آن است كه در مسجد ديوان دارند و قسمت كنند ، و معاملت روستائيان و حساب ايشان راست دارند يا بنويسند ، و يا بنشينند و تماشاگاه سازند و به غيبت و بيهوده گفتن مشغول شوند ، اين همه منكر است و بر خلاف حرمت مسجد است .
هامش
[ 1 ] درق ( ج درقه ) ، سپرهاى چرمين ( از پوست گاو يا گاو ميش يا كرگدن ) .
[ 2 ] غلبه ، ازدحام ، بانگ و فرياد .
[ 3 ] براى آن كار .
[ 4 ] مجلس كردن ، بر منبر سخن گفتن ، وعظ كردن ، نسخه بدل : « مجلس گويند » .
[ 5 ] از واعظان و مجلسگويان .
[ 6 ] و حال آنكه .