اثر نكند . اين حسبت فاسق را نشايد ، بلكه باشد كه بزهكار شود چون داند كه نشنوند و بر وى خندند ، كه [ 1 ] رونق وعظ و حشمت شرع در چشم مردمان باطل شود . و بدين سبب است كه وعظ دانشمندانى كه فسق ايشان ظاهر بود خلق را زيان دارد و ايشان بدان بزهكار شوند . و از اين بود كه رسول ( ص ) گفت : « آن شب كه مرا به معراج بردند ، قومى را ديدم كه لبهاى ايشان را به - ناخنپيراى آتشين مىبريدند ، گفتم كه ، شما كهايد ؟ ، گفتند : ، ما آنيم كه به خير مىفرموديم - و خود نمىكرديم ، و از شرّ نهى مىكرديم و خود دست بنداشتيم . ، » و وحى آمد به عيسى ( ع ) كه « يا پسر مريم ، پيشين خويشتن را پند ده : اگر بپذيرد آنگاه ديگران را پند مىده ، و اگر نه از من شرم دار ! » نوع ديگر حسبت آن است كه به دست بود و قهر ، چنان كه خمر بريزد ، و چنگ و رباب بشكند ، و كسى كه قصد فسادى مىكند وى را به قهر از آن منع - كند . اين ، فاسق را نيز روا باشد ، كه بر هر كسى دو چيز واجب است : يكى آنكه خود نكند ، و ديگرى آنكه نگذارد كه ديگرى بكند ، و اگر يكى دست بداشت ، ديگرى دست چرا بايد داشت ؟ [ 2 ] اگر كسى گويد كه « زشت بود كه كسى كه جامهء ابريشمين دارد حسبت كند و از سر ديگرى بركشد ، و خود شراب مىخورد - و شراب ديگران مىريزد . » جواب آن است كه « زشت ديگر بود و باطل ديگر ، اين از آن [ 3 ] زشت باشد كه مهمترين دست بداشت [ 4 ] ، نه از آنكه اين نشايد ، كه اگر كسى روزه دارد و نماز نكند اين زشت دارند از آنكه مهمترين دست بداشت نه از آنكه اين روزه داشتن نشايد و باطل بود و ليكن [ 5 ] نماز مهمتر است . » همچنين كردن از فرمودن مهمتر است ، و ليكن هر دو واجب است و يكى در ديگر شرط نيست كه اين بدان ادا كند كه [ 6 ] گويند : « منع كردن از خمر خوردن بر وى واجب است تا آنگاه كه خود نخورد . چون خود بخورد اين
هامش
[ 1 ] اگر بداند كه پند او نشنوند و بر وى بخندند ، حسبت اين چنين كس گناه هم هست ، زيرا كه . . .
[ 2 ] اگر يكى را ( يك واجب را ) ترك كرد ، ديگرى را ( واجب ديگر را كه حسبت باشد ) چرا بايد ترك كند .
[ 3 ] ازآنرو .
[ 4 ] كه ترك مهمتر كرد .
[ 5 ] و ليكن ، و ليكن از آن روى كه .
[ 6 ] اين بدان منجر شود ( باز گردد ) كه . . .