عذرى دست بدارد [ 1 ] عاصى است ، چنان كه خداى - تعالى - مىگويد :
وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ امَّةٌ يَدْعُونَ الَى الخَيْرِ و يأمُرُونَ بِالْمَعْروفِ و يَنْهَوْنَ عَنِ المُنْكَرِ
« 1 » ، فرمان مىدهد و مىگويد : بايد كه از شما گروهى باشند كه كار ايشان آن باشد كه خلق را به خير دعوت كنند و معروف فرمايند [ 2 ] و از منكر - بازدارند . و اين دليل است كه اين فريضه است ، و ليكن فرض كفايت است ، كه چون گروهى بدين قيام كنند كفايت باشد ، اما اگر نكنند همهء خلق بزهكار گردند .
و مىگويد :
الَّذِينَ انْ مَكَّنَّاهُمْ فِى الأَرْضِ اقامُوا الصَّلوةَ و آتُوا الزَّكوةَ و امَرُوا بِالمَعرُوفِ و نَهَوْا عَنِ المُنْكَرِ
[ 3 ] . امر معروف با نماز و زكات به هم نهاد و اهل دين را بدين صفت ياد كرد .
و رسول ( ص ) گفت : « امر معروف كنيد ، و اگر نه خداى - تعالى - بترين شما را بر شما گمارد و مسلّط كند ، آنگاه اگر چه بهترين شما دعا گويد نشنود . » و صدّيق ( رض ) روايت كند كه رسول ( ص ) گفت : « هيچ قومى نيست كه در ميان ايشان معصيت رود و انكار [ 4 ] نكنند ، كه نه نزديك بود كه خداى - تعالى - عذابى بفرستد كه همه را فرارسد . » و رسول ( ص ) گفت : « همه كارهاى نيكو در جنب غزا كردن چون قطرهاى است در ميان دريايى عظيم ، و غزا كردن در جنب امر معروف همچنين . » و گفت ( ص ) : « هر سخن كه آدمى گويد همه بر وى است ، مگر امر معروف و نهى منكر و ياد كرد خداى - تعالى . » و گفت ( ص ) : « خداى - تعالى - بىگناه را از خواص [ 5 ] به سبب عوام عذاب نكند مگر آن وقت كه منكر بينند و منع توانند كرد و خاموش باشند . » و گفت ( ص ) : « جايى نايستيد كه كسى را به - ظلم مىكشند يا مىزنند كه لعنت مىبارد بر آن كس كه مىبيند و دفع تواند - كرد و نكند . » و گفت ( ص ) : « نبايد كه هيچ كس جايى بايستد كه آنجا ناشايستى رود كه نه حسبت كند ، كه آن حسبت نه اجل وى فرا پيشتر آرد و نه روزى وى كمتر كند . » و اين دليل آن است كه در سراى ظالمان و جايى كه منكر باشد
هامش
[ 1 ] دست به داشتن ، ترك كردن .
[ 2 ] فرمودن ، دستور دادن .
[ 3 ] ( قرآن ، 22 - 41 ) ، آن كسان كه اگر ايشان را در زمين دسترس دهيم و پايگاه ، نماز به پاى دارند و زكات مال دهند و نيكوكارى فرمايند و از ناپسند باززنند .
[ 4 ] انكار ( مقابل « قبول » ) ، نپذيرفتن .
[ 5 ] خواص بىگناه را .
( 1 ) قرآن ، 3 - 104 .